‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار فرهنگی و میراث فرهنگی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخبار فرهنگی و میراث فرهنگی. نمایش همه پست‌ها

۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

روز ملی خلیج فارس

دیروز یعنی دهم اردیبهشت روز ملی خلیج فارس بود.

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

«زاغ بور» در فهرست ميراث طبيعي و روز ملي پرنده‌نگري در تقويم ثبت مي‌شود


مسؤول كميته‌ي ملي طبيعت‌گردي كشور گفت: «زاغ بور» كه پرنده‌ي اندميك (بومي انحصاري) ايران است، در فهرست ميراث طبيعي كشور و روز ملي پرنده‌نگري در تقويم كشور با كمك سازمان‌هاي حفاظت از محيط زيست و ميراث فرهنگي و گردشگري تا پايان سال ثبت مي‌شوند. 

 

۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

جشن ثبت ملي «مخمل‌بافي و زري‌بافي» برگزار مي‌شود

معاون حفظ،‌ احيا و ثبت آثار تاريخي و فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از برگزاري جشن ثبت ملي «مخمل‌بافي و زري‌بافي» هم‌زمان با روز جهاني صنايع دستي در 20 خردادماه امسال خبر داد.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، مسعود علويان‌صدر اظهار داشت:‌ به‌دنبال در خطر بودن دو هنر مخمل‌بافي و زري‌بافي ايران و تلاش براي ثبت جهاني آن در فهرست يونسکو، برگزاري اين جشن در دستور کار قرار گرفته است.
وي بيان کرد: به‌دليل بافت پارچه‌هاي زربفت از نخ گلابتون و نخ ابريشم به‌عنوان ماده‌ي اصلي و هزينه‌ي هنگفت براي توليد آن و صرف زمان بسيار زياد استاد و شاگرد براي توليد آن، توليدکننده امروز کم‌تر به آن مي‌پردازد.
علويان‌صدر با بيان اين‌که تعداد استادکاراني که امروز به اين هنر اشتغال دارند، انگشت‌شمار شده است، گفت: تعداد کارگاه‌هاي فعال بسيار کم است. به همين دليل، توليد اين محصولات با مشکل مواجه است.
وي با اشاره به فرستادن اين پرونده به يونسکو در 11 فروردين‌ماه و اعلام وصول آن، افزود: اكنون منتظر بررسي اطلاعات ارسالي و اعلام کامل بودن مطالب هستيم. اگر طبق معيارهاي يونسکو پيش رفته باشيم، در چندماه آينده شاهد ثبت جهاني دانش سنتي پارچه‌هاي مخمل و زربفت خواهيم بود.

۳۱ فروردین ۱۳۸۹

برنامه‌هاي روز بزرگداشت سعدي اعلام شد

برنامه‌هاي روز بزرگداشت سعدي در روزهاي     چهارشنبه و پنج‌شنبه (اول و دوم ارديبهشت‌ماه) در شيراز و تهران برگزار مي‌شود








خبرگزاري ميراث فرهنگي- گروه فرهنگ و هنر- برنامه هاي روز بزرگداشت سعدي،اول و دوم ارديبهشت در تهران و شيراز با حضور سعدي پژوهان برگزار مي شود.
در اين مراسم، اصغر دادبه درباره‌ «جايگاه غزلسعدي در آرمانشهر او»، عبدالعلي دستغيب درباره‌ «ساختار غزل‌هاي سعدي»، يوسف نيّريبا موضوع «موج سخن در غزل سعدي»، رضا شعباني درباره «طنز در غزل سعدي»، ضياء موحددرباره «موسيقي در غزل سعدي»، صفر عبدالله با عنوان «تحليل زيبايي‌شناختي دو غزلسعدي»، مهدي محبّتي درباره «زيرساخت‌هاي ديني و كلامي غزليات و نقش آن در تكوين فرمغزل سعدي»، فرح نيازكار با موضوع «نظربازي سعدي، دغدغه گناه!» و علي محمدي دربارهبدعت التزام در غزل سعدي سخنراني مي‌كنند.
همچنين از خاندان فرهنگي مصطفوي براي چاپ كلياتديوان سعدي به خط شادروان ميرزا محمود اديب مصطفوي به تصحيح فصيح‌الملك شوريدهشيرازي در سال 1388 تجليل و سيزدهمين دفتر سعدي‌شناسي ويژه بوستان و دو كارت غزلنيز هم‌زمان با يادروز سعدي منتشر مي‌شود.
به گفته‌كوروش كمالي سروستاني - مدير مركزسعدي‌شناسي -، سايت علمي مركز سعدي‌شناسي به نشاني www.sadishensi.com كليه‌يبرنامه‌هاي اين روز را براي اطلاع علاقه‌مندان پوشش مي‌دهد و آرشيو سخنراني‌هاي 13سال گذشته همراه با كتاب‌شناسي و مقاله‌شناسي و فرهنگ سعدي‌پژوهي و تصويرهاي مرتبطبا مراسم‌هاي مختلف درباره سعدي در اين آدرس قابل دسترسي است.
مراسم بزرگداشت سعدي در شيراز با همكاري بنيادفارس‌شناسي، مركز اسناد و كتابخانه‌ي ملي و اداره‌ي كل فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزارمي‌شود.
همچنين در روز پنج‌شنبه (دوم ارديبهشت( همايش سعدي در غزل با همكاري معاونت فرهنگي شهر كتابدرتهرانبرگزار مي‌شود.
در اين مراسم، رضا داوري اردكاني با عنوان «هر كسبه تماشايي»، نصرالله پورجوادي با عنوان «گله از فراق»، غلامحسين ابراهيمي دينانيبا عنوان «حكمت در غزل سعدي»، سعيد حميديان با عنوان «سلسله موي دوست»، مريم حسينيبا عنوان «فلسفه خرّمي و خوشدلي در غزل سعدي»، محمود فتوحي با عنوان «جادوي نحو درغزل سعدي»، اميرعلي نجوميان با عنوان «واسازي عشق در غزليات سعدي» و سعيد سعيدپوربا عنوان «غزل سعدي در برگردان انگليسي» سخنراني خواهند كرد.
در اين نشست همچنين نظر محمدرضا شجريان درباره «غزل سعدي و موسيقي» ارائه خواهد شد.
بنا بر اعلام، شركت در مراسم دوم ارديبهشت‌ماه، بهدليل محدوديت فضا، تنها با كارت‌هاي ورودي كه قبلاً تهيه شده است، امكان‌پذير است.
از سويي،كوروش كمالي - مدير مركزسعدي‌شناسي -با اشاره به نام‌گذاري سال 89 از دهه‌ي سعدي‌شناسي به عنوان غزل سعدي گفت: سعدي يگانه‌اي است كه سحر كلامش به غايت اعجازدست مي‌يازد و از آن‌روست كه ذكر جميلش در افواه عوام افتاده و صيت سخنش در بسيطزمين رفته. شيخ بزرگوار، گلستان را براي نزهت ناظران و فسحت حاضران در حسن معاشرت وآداب محاورت، در لباسي كه متكلمان را به كار آيد و مترّسلان را بلاغت بيافزايد،تصنيف كرد و بوستان را بر مبناي حكمت بنياد نهاد.
او افزود: با اين همه تار و پود شيخ را از عشقسرشته‌اند، عشق براي او «آغاز هست و انجام نيست»؛ از اين‌رو غزل‌هاي خويش راعاشقانه سروده است. دغدغه عشق براي سعدي، دغدغه‌اي جاودان است و به همين دليل استكه در گلستان باب «عشق و جواني» را گشوده و در بوستان به «عشق و شور و زيبايي» پرداخته و در غزل‌هايش عشق را جاودانه كرده است.
شعر و نثر فارسي كه در خراسان بزرگ زاده شده بود،در دو پويه عارفانه و عاشقانه و ساده و مصنوع در شهر شيراز و در آثار سعدي و حافظبه كمال رسيد و غزل عاشقانه با سعدي به اوجي رسيد كه تا امروز معيار سنجش غزل است.
كمالي ‌سروستاني در ادامه عنوان كرد: با توجه بهضرورت پرداختن تخصصي به آثار و زندگي سعدي بزرگوار، مركز سعدي‌شناسي سال‌هاي 95ـ1385 را به عنوان دهه سعدي‌شناسي نام‌گذاري كرد. در اين دهه، هر سال به موضوعيخاص پرداخته خواهد شد و مقالات ارائه‌شده به مراسم يادروز سعدي به گونه موضوعي وتخصصي خواهد بود. در همين راستا سال 85 به «دوران‌شناسي سعدي»، سال 86 به «زندگي وانديشه سعدي»، سال 87 به «گلستان» و سال 88 به «بوستان» پرداخته شد كه مجموعهمقالات اين چهار سال در دفترهاي دهم تا سيزدهم سعدي‌شناسي چاپ و منتشر شده است. باتوجه به همين نام‌گذاري، سال 1389 به عنوان سال «غزل» ناميده شده است و در روزهاياول و دوم ارديبهشت‌ماه در شيراز و تهران، سعدي‌پژوهان، زيبايي‌هاي غزليات عاشقانهو عارفانه سعدي را مورد بررسي قرار خواهند داد.  
منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

۲۹ فروردین ۱۳۸۹

قدرت مشاركت در حفاظت از پرندگان:موضوع روز جهانی پرندگان مهاجر

خبرگزاري  ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ روز جهاني حفاظت از پرندگان مهاجر که هرساله در 9 و 10 ماه مه (19 و 20 اردیبهشت)برگزار مي‌شود، امسال (2010) با موضوع «قدرت مشاركت در حفاظت از پرندگان» در سراسر جهان برگزار مي‌شود.
 
 


  موضوع اين روز جهاني در سال 2009 پرندگان درمراسم فرهنگي و درسال 2008 پرندگان مهاجر، سفيران تنوع زيستي بود.
 هدف از طرح اين عبارت يا شعار ها كه به مدت 20 سال از سوي بنيادي جهاني پرندگان مهاجرو با حمايت و مشاركت برنامه زيست محيطي سازمان ملل متحد(Unep) اعلام مي شود، ايجاد آگاهي از نقش اين پرندگان در ارتباط متقابل و تداوم سلامت انسان با سلامت و بقاي اکوسيستم هاي به ظاهر دوردست جهان در ميان عموم مردم جهان است.
 اين برنامه در راستاي جلب توجه عموم مردم جهان به اهميت حياتي اين پرندگان در ادامه بقا و سلامت محيط زيست است که به ويژه به دليل نقش حساسي که در اکوسيستم هاي مختلف جهان دارند و نيز به دليل حساسيت آن ها در برابر هرگونه تغييرات محيطي و آب وهوايي نقش مهمي در تشخيص و مونيتورينگ وضعيت محيط زيست جهان ايفا مي کنند.
 اين درحالي است که به دليل نابودي بسياري از زيست گاه هاي اين حيوانات به ويژه نالاب ها و درياچه ها و آلودگي بسياري از محيط هاي آبي به انواع آلودگي هاي نفتي، زباله هاي پلاستيکي و انواع تاسيسات مرتفع صنعتي و يا گرمايش زمين نسل بسياري از اين پرندگان به شدت در معرض خطر قرار گرفته است.
 يکي از مهم ترين زيستگاه اين پرندگان در ايران که از ارزش هاي گردشگري مناطق مهم گردشگري ما نيز هست، تالاب هاست و اتقافا اين زيست گاه ها که از پيش در معرض انواع مخاطرات زيست محيطي شده اند.
 ذخيره آب، جلوگيري از توفان شن، حفاظت سواحل، مهار فرسايش سواحل، مهار سيلاب، تأمين آب ، پالايش طبيعي آب، رحم دريا (به علت جريان ضعيف آب، تخم ريزي پرندگان آبي در تالاب ها انجام مي شود) وانواع کارکردهاي مهم که نقش مستقيمي در ادامه حيات و سلامت انسان دارد از ديگر کارکردهاي تالاب هاست.
 باتوجه به نقش پرندگان مهاجر که به دليل شرايط زيستي و نحوه زندگي خود غالبا تمام مرزها و نواحي کاملا متفاوت جهان را از نواحي گرمسيري حاره تا دشت هاي تندرا طي مي کنند و سبب ارتباط اکوسيستم هاي مناطق کاملا متفاوت و به شدت دوردست مي شوند،حفاظت وسلامت اين پرندگان  نيز نقش موثري در حفاظت از سلامت اکوسيستم هاي مختلف از جمله تالاب ها و درياچه ها دارد.
زيستگاه هاي به ظاهر دور ازيک ديگر که به کمک بال وپر پرندگان مهاجر محل پذيرش انواع گونه هاي ريز گياهي و جانوري و رشد و ادامه بقاي انواع گونه هاي گياهي مي شوند كه ارزش طبيعي بسيار دارند.

غذای 5 هزار ساله


خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ ايکوموس امسال را سال ميراث کشاورزي نام‌گذاري کرده است. اين نام‌گذاري به منظور حمايت از سال جهاني تنوع زيستي انجام گرفته که غذا بخشي از آن را تشکيل مي‌دهد. تنوع غذايي از جمله موضوعاتي است که انسان همواره به آن مي‌انديشد اما شايد ندانيد که مطالعات باستان‌شناسي در شهر سوخته زابل تا کنون بخشي از فهرست غذايي 5 هزار سال قبل ساکنان آن را کشف کرده است.

شهر سوخته محوطه‌اي باستاني متعلق به 5 هزار سال قبل است که در 55 کيلومتري جاده زابل به زاهدان واقع شده است. اين شهر بزرگ در پي مطالعات باستان‌شناسي به يکي از مهمترين محوطه‌هاي باستاني جهان بدل شد و بخشي از ميراث کهن بشري از جمله نخستين گام‌ها براي ساخت نقاشي متحرک (انيميشن)، جراحي جمجه، ساخت چشم مصنوعي و ... در اين منطقه برداشته شده است. گفته مي‌شود که مردماني سخت‌کوش ساکنان اين شهر باستاني را تشکيل مي‌دادند و آنقدر در اقتصاد پيشرفت کردند که امروز از شهر سوخته به عنوان نبض اقتصاد 5 هزار سال قبل شرق فلات ايران ياد مي‌شود.
شهر سوخته امروز منطقه اي خشک و بي آب و علف است که گويا هيچ گاه انسان در آن زندگي نمي کرده است. اما تحقيقات گياه باستان شناسي خلاف اين ادعا را اثبات مي کند. اين تحقيقات نشان مي دهد كه اين منطقه در پنج هزار سال پيش و در زمان حيات ساكنان شهر سوخته از پوشش گياهي مناسبي برخوردار بوده و درختان بيد مجنون، افرا و سپيدار در اين منطقه به وفور وجود داشته است. هر چند كه شهر سوخته در پنج هزار سال پيش نيز منطقه اي بسيار گرم بوده، اما آب كافي از رودخانه هيرمند به اين منطقه مي رسيده و زمين هاي كشاورزي شهر سوخته را سيراب مي‌كرده است.
از جمله مهمترين يافته‌هاي باستان‌شناسي در شهر سوخته کشف طبخ غذا در اين محوطه باستاني است. باستان‌شناسان تا کنون با بررسي‌هاي علمي روي اشياء بدست‌آمده و دانه‌هاي گياهي و بقاياي جانوري دستور تهيه بيش از 5 نوع غذاي باستاني که در زمان مردم شهر سوخته رايج بوده است را کشف کرده‌اند.
باستان‌شناسان طي چندين سال كاوش مختلف و با همكاري آزمايشگاه گياه شناسي موزه ملي شرق شناسي ايتاليا با انجام بررسي‌هاي بسيار دقيقي روي باقي‌مانده مواد غذايي در ظروف باستاني، تجزيه و تحليل سطح داخلي ظروف و سرند كردن خاك سطح محوطه‌ها موفق شدند بيش از 25 نوع دانه خوراكي و گياهي مصرفي، چند نوع نوشيدني، انواع ميوه ها و سبزيجات و روش آماده سازي چند نوع غذاي ساكنان اين محوطه باستاني را شناسايي كنند.
آشپزي به سبک مردمان شهر سوخته
حال بد نيست به دستور العمل پخت 5 نوع از غذاهاي شهرسوخته توجه کنيم. اهالي شهر سوخته سعي مي‌کردند که در پخت و پز خود تنوع غذايي را نيز رعايت کنند. غذاهاي شهر سوخته با بهره‌گيري کامل از توليد غذاي بومي و شکار و صيد ماهي همراه بوده است.
ماهي و دانه‌هاي گشنيز را با هم خوب تركيب كنيد و در داخل برگ مو جاي دهيد. اين تركيب، دستور پخت يك نوع دلمه است كه ساكنان محوطه باستاني شهر سوخته، 5هزار سال پيش مصرف مي‌كرده‌اند. البته با آنچه امروز به عنوان دلمه خورده مي‌شود متفاوت است ولي ارزش يک‌بار درست کردن را دارد. مواد لازم را تهيه کنيد و دست به‌کار شويد. البته اگر مي‌خواهيد از فهرست غذاهاي شهر سوخته استفاده کنيد، بهتر به بقيه آن‌هم نگاهي بياندازيد.
تخم اردک يا غاز را در داخل خاکستر گرم بپزيد. همزمان دست‌ به‌کار پخت ناني شويد که از آرد کنجد پخته شده است. گفته مي‌شود که اين غذا را حتما با اين نان ميل مي‌کردند و احتمالا بايد خيلي خوشمزه باشد. يکي ديگر از غذاهاي شهر سوخته با استفاده از گوشت گوسفند يا بز پخته مي‌شده است. با اين تفاوت که گوشت را در شير مي‌پختند و به اين ترتيب طعم خاصي پيدا مي‌کرده است.
به تنوع غذايي‌تان سوپ را هم اضافه کنيد. ساکنين شهر سوخته از ترکيب جو، گوشت گوسفند، کشک و کشمش نوعي سوپ مي‌پختند و آن را با نان شخته شده از آرد کنجد ميل مي‌کردند.
بررسي‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد كه مردم شهر سوخته از خيار، انگور، خربزه، هندوانه، پسته وحشي، زيره، گشنيز و سير فراوان به عنوان ميوه و سبزيجات، ماست و شير به عنوان لبنيات، تخم اردك، گوشت اردك، ماهي، گوسفند، بز و گاو به عنوان پروتئين‌هاي خوراكي و از ماءالشعير (آب جو تخمير نشده) و آب انگور به عنوان نوشيدني در پنج هزار سال پيش استفاده مي كرده‌اند. همچنين كارشناسان و باستان‌شناسان؛ به بررسي فوايد تغذيه مواد غذايي مصرفي ساكنان شهر سوخته نيز پرداخته‌اند.
به گفته باستان‌شناسان بررسي‌ها روي مواد مصرفي و تركيبات غذايي ساكنان شهر سوخته نشان مي‌دهد كه آنها از تغذيه سالم برخوردار بوده‌اند و تمام پروتئين‌ها، ويتامين‌ها و تركيبات مورد نياز زندگي را در جيره غذايي خود مصرف مي كرده‌اند.
مردمان شهر سوخته از تمام طبيعت پيرامون خود به نحو شايسته‌اي استفاده مي‌کردند. گويا در آن زمان دورريزي وجود نداشته و همه چيز در خدمت زندگي انسان و تعامل وي با طبيعت بوده است. البته در برخي موارد مثل استفاده از چوب براي سوزاندن، باعث تخريب محيط زيست خود نيز شده‌اند.
در جريان حفاري‌هاي شهر سوخته مشخص شد كه با توجه به صنعتي بودن اين شهر و وجود كارگاه‌هاي صنعتي ساخت سفال و جواهرات، ساكنان شهر سوخته از درختان موجود در طبيعت محوطه براي سوخت استفاده مي‌كردند. بقاياي سوختگي چوب‌ها در محوطه‌ها صنعتي اين شهر به دست آمده است و اين مي‌تواند يكي از عوامل بسيار مهم و موثر در از بين رفتن پوشش گياهي منطقه باشد.
بررسي‌هاي باستان‌شناسي نشان مي‌دهد که درياچه هامون در 3200 قبل از ميلاد درياچه‌اي بزرگ بوده كه رودها و شاخه‌هاي بسياري از اين درياچه به ساير نقاط منشعب مي‌شده است. در بررسي‌هاي منطقه‌اي كه اطراف شهر سوخته انجام شده، بستر رودخانه‌هاي مختلف و آبراه‌هايي پيدا شده كه به مزارع كشاورزي شهر سوخته آبرساني مي‌كرده‌اند.
مردمان شهر سوخته از نيزارهاي باتلاق‌هاي اطراف درياچه هامون براي سبدبافي و بافت حصير استفاده مي‌كرده‌اند. همچنين شواهدي از درون قبرها به دست آمده است كه اثبات مي‌كند آنان از اين ني‌ها براي ايجاد سقف خانه‌هاي خود بهره مي‌جستند. اين شواهد همچنين نشان مي‌دهد كه باتلاق‌هايي در اطراف درياچه هامون وجود داشته كه اكنون هيچ اثري از آنها نيست.
کشف تورهاي ماهي‌گيري در محوطه باستاني شهر سوخته نشان مي‌دهد که يکي از مشاغل ساکنين اين منطقه ماهيگيري بوده است. صيد ماهي و بافت تورهاي ماهيگيري در اين منطقه امري رايج بوده،‌ اما هنوز شواهد و مداركي به دست نيامده تا به درستي نشان دهد خشكسالي كامل در منطقه سيستان و بلوچستان و به خصوص شهر سوخته دقيقا از چه دوره‌اي روي داده است.

منبع:خبرگزاری میراث فرهنگی

باغستان قزوين؛ پايان نيم قرن بي‌مهري

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ باغستان قزوين که از آن به عنوان يکي از منحصر به فردترين باغات کشور نام مي‌برند، پس از تحمل بيش از 50 سال بي‌مهري و تعرضات شهري، دوباره مورد توجه قرار گرفته است. اين باغستان بخشي از تاريخ و ميراث کشاورزي قزوين محسوب مي‌شود که اين شهر را به باغ‌شهري بزرگ تبديل کرده است.
 
 
 به گزارش CHN باغستان قزوين زماني دور تا دور اين شهر تاريخي را احاطه كرده بود، اما با گسترش فضاهاي شهري و ساخت و سازهاي غيرکارشناسانه، مورد هجوم قرار گرفت و بخشي از آن تخريب شد.
باغ هاي سنتي قزوين كه از آن به عنوان باغستان قزوين ياد مي شود به نحوي كالبد كلي شهر را در بر مي گرفت و از هر چهار طرف قزوين را احاطه مي كرد. اين باغ ها در گذشته از يك سو عملكرد اقتصادي داشته و از سويي مورد بهره برداري كشاورزان قرار مي‌گرفت. گفته مي‌شود که اين باغ‌ها وسعت زيادي داشتند و حتي جانوراني در آن زندگي مي‌کرند.
«ناصر عظيمي»، عضو کميته احياء باغستان قزوين دراين‌باره مي‌گويد: «باغستان قزوين حدود 3 هزار هکتار وسعت دارد و گفته مي‌شود که خاک‌ آن از حاصلخيزترين خاک‌هاي کشاورزي و باغ‌داري است. بر اساس اين خاک حاصلخيز مرمت و احياء بخش‌هاي آسيب‌ ديده باغستان نيز برگشت‌پذير است.»
وي گفت: «اکنون طي تشکيل يک کميته فني طرح احياء باغستان قزوين در دست پيگيري است. در حدود 60 سال گذشته به دليل اجرايي شدن برخي طرح‌هاي دولتي و عدم کارشناسي طرح‌ها اين باغستان مورد بي‌مهري واقع شده و حتي برخي از شريان‌هاي آب‌رساني آن نيز از بين رفت.»
به گفته وي در حال حاضر روند تخريب کند شده و طي 5 سال گذشته با دادن اعتبارات ميلياردي مانع از نابودي کامل باغستان قزوين شده‌اند. همچنين با اعتبارات ساماندهي، فعاليت‌هايي در جهت احياء و حفاظت از اين باغ آغاز شده است.
عظيمي با اشاره به مالکين اين باغ‌ها گفت: «باغستان قزوين مالکين خصوصي زيادي دارد. با مرگ بزرگان هر خانواده، تعداد وراث اين باغستان‌ها هم افزايش يافته که هر کدام سليقه خاص خود را دارند. از سوي ديگر عقايدشان هم در نگهداري از باغ متفاوت است و اين موضوع نياز به فرهنگ‌سازي دارد تا اين باغستان زنده بماند.»
ايجاد تشکل‌هاي تازه در جهت حمايت از محيط زيست و ميراث فرهنگي و همچنين ساماندهي و ايجاد انگيزه در تشکل‌هاي موجود از ديگر فعاليت‌هاي کميته نجات بخشي باغستان قزوين بوده است.
عظيمي مي‌گويد: «تا کنون بسياري از علاقه‌مندان به اين موضوع را شناسايي کرديم و در آن‌ها ايجاد انگيزه شده است. اما باغستان قزوين فراتر از اين فعاليت‌ها نياز به توجه مدام و ويژه مسئولاني چون استانداري قزوين و شهرداري اين شهر تاريخي دارد.»
عظيمي با نگاهي به تعاريف باغ ايراني، معتقد که باغستان قزوين را نمي‌توان باغ ايراني ناميد. زيرا باغ ايراني با تعاريف خودش مانند باغ فين کاشان يا باغ شازده و سعادت‌آباد شناخته شده و اين در حالي است که باغستان قزوين، باغ شهري بزرگ است. گفته مي‌شود زماني که ناصرالدين‌شاه به سفر فرنگ مي‌رود، به وي باغي نشان مي‌دهند اما ناصرالدين‌شاه تعجب نمي‌کند. از او مي‌پرسند که چرا متعجب نشدي و حتي عکس‌العملي نشان ندادي؛ ناصرالدين‌شاه در جواب مي‌گويد که من شهري در داخل باغ دارم که از باغ شما زيباتر و بزرگتر است.
قزوين باغ‌شهري بزرگي بوده که گفته مي‌شود با درشکه حدود 7 تا 8 کيلومتر را مي‌پيمودند تا از ميان باغ به داخل قزوين وارد شوند. امروز به دليل ساخت و سازها و گسترش شهر، اين فاصله اندک شده است.
عظيمي با بيان اين موضوع که باغستان قزوين در ميان باغ‌هاي ايراني منحصر به فرد است مي‌گويد: «در پي تحقيقاتي که به منظور احياء باغستان قزوين انجام گرفت، بازديد‌هايي از باغ‌هاي زيادي مانند قصر و دشت شيراز يا چادگان اصفهان که مدعي مشابهت با باغستان قزوين بودند شد. اما به جرات مي‌توان گفت که نه تنها شباهتي با اين مجموعه عظيم شهري نداشتندکه حتي با تعاريفي که براي شناختن باغستان قزوين ارائه شده نيز مطابقت نمي‌کردند. بر همين اساس مي‌توان گفت که باغستان قزوين، باغي منحصر به فرد در کشور است.»
آبياري باغستان قزوين يکي از شگفتي‌هاي آن محسوب مي‌شود. سابقه قوانين آبياري و آبرساني در قزوين به قرن 8 ه.ق باز مي‌گردد. اين قوانين را روي پوست آهو تنظيم کرده‌اند و نقض آن باعث کشته شدن حتي فرزندان شده است. گفته مي‌شود که قوانين آبياري باغستان با دقت خيلي زيادي از سوي مالکين باغ‌ها به مرحله اجرا در مي‌آمده است. بر اساس اين قوانين که مشابه آن ديده نشده، ميزان آبرساني به هر باغ از 15 دي‌ماه تا اواخر خرداد مشخص شده است.
به گفته عظيمي از سوي ديگر آبياري باغستان قزوين باعث آب‌خوان‌داري 3 هزار هکتار زمين نيز مي‌شود. در واقع سيستم آبياري اين باغستان به شکلي تنظيم شده که علاوه بر سيراب کردن زمين‌هاي باغ، سفره‌هاي زيرزميني را نيز پر آب نگه مي‌دارد.
عظيمي با اشاره به اهميت آبياري باغستان قزوين مي‌گويد: «حمايت از سيستم آبياري باغستان قزوين مي‌تواند ميلياردها هزينه وزارت نيرو را کاهش دهد اما اين وزارت‌خانه تا کنون کمکي به احياء باغستان قزوين نکرده و شايد اين نياز که همه مسئولان، اعم از استاني و کشوري مانند وزارت نيرو، سازمان محيط زيست، ميراث فرهنگي و ... بايد در حمايت و احياء اين باغستان همراهي کنند، احساس شده است.»
به دليل حاصلخيز بودن خاک باغستان قزوين، محصولات آن نيز کيفيت بالايي دارد. پسته، آلو، انگور، بادام، گردو و زردآلو از جمله محصولات شناخته شده باغستان قزوين است. به دليل کيفيت محصولات اين باغستان، از آن به عنوان بانک ژن کشاورزي نيز ياد مي‌شود. خاک اين منطقه به دليل انباشت‌هاي رودخانه‌اي همواره مورد توجه باغ‌دار‌ها بوده است.
در پي اقدامي از سوي ايکوموس، سال 2010 به عنوان سال ميراث کشاورزي نام‌گذاري شده است. همچنين قرار است طي پرونده‌اي باغ‌هاي ايراني در فهرست ميراث جهاني يونسکو نيز به ثبت برسد.

غذای ایرانی : میراث کشاورزی


خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردشگري ـ يك كارشناس هتلداري و مدرس آشپزي در گفت‌وگو با CHN نام‌گذاري سال 2010 از سوي ايكوموس به ميراث كشاورزي را فرصتي مغتنم براي احياي غذاهاي ايراني به عنوان بخش مهمي از ميراث كشاورزي دانست.



لاله شفيعي، مدرس آشپزي و عضو انجمن بين‌المللي مديريت هتلداري كيان غذا از مهمترين مباحث مطرح در حوزه ميراث كشاورزي دانست. وي گفت: رژيم غذايي مردم هر سرزمين بر پايه محصولات كشاورزي آنها شكل مي‌گرفته است. جوامع بومي ايران نيز همواره از اين اصل پيروي كرده‌اند.
 
شفيعي افزود: رژيم غذايي بر پايه محصولات كشاورزي سبب شده هر نقطه از ايران يك آش خاص داشته باشد كه با محصولات كشاورزي خاص آن منطقه چون سبزيجات و حبوبات طبخ مي‌شود. گواه اين ادعا نيز جشنواره آش در شهر زنجان بود كه نشان از وجود حدود 1400 گونه آش ايراني داشت.
 
وي با بيان اينكه تاكنون هيچ تحقيقاتي در مورد غذاي ايراني نشده و طرح مطالعاتي وجود ندارد، گفت: بي‌شك تنوغ غذاي ايراني كه بر پايه محصولات كشاورزي منطقه تهيه مي‌شود بيش از 1400 گونه آش است.
 
اين مدرس آشپزي ادامه داد: دسته دوم غذاهاي ايراني بر پايه لبنيات است. غذاهايي كه با موادي چون كشك و يا سرشير تهيه مي‌شده است. اما در حال حاضر دو دسته غذاي ياد شده از سبد غذاي خانواده ايراني خارج شده است.
 
به گزارش CHN اكنون منوي غذاي تمام رستوران‌هاي كشور از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب شبيه به هم شده و عموما چندنوع كباب را در خود جاي داده است.
 
عضو انجمن بين‌المللي مديريت هتلداري كيان در اين باره تصريح كرد: كباب به شكل كنوني از دوره قاجار به سفره ايراني وارد شد و به دليل طبخ سريع و عامه‌پسند بودن به سرعت به غذاي اول ايراني‌ها بدل شد. چنانكه در حال حاضر گزينه اول منوي تمام رستورانها در هر نقطه‌اي ‌از كشور به كباب اختصاص دارد.
 
به گفته شفيعي غذاهاي اصيل ايراني كه اكنون در رستوران‌هاي سراسر كشور سرو مي‌شود به عدد 10 نمي‌رسد.
 
وي همچنين مهمترين راهكار حفظ و احياي غذا سنتي به عنوان بخشي مهم از ميراث كشاورزي را درآمدزا كردن آن غذاها براي جوامع محلي عنوان كرد.
 
شفيعي، مدرس آشپزي و عضو انجمن بين‌المللي مديريت هتلداري كيان تصريح كرد: احياي غذاهاي ايراني نيازمند سرمايه‌گذاري بخش خصوصي با حمايت‌هاي دولتي در زمينه راه‌اندازي واحدهاي پذيرايي در مناطق مختلف كشور است كه غذاهاي آن منطقه‌ سرو مي‌كنند. البته نبايد از خاطر برد كه بايد غذاهاي سنتي را با طعم‌هاي جديد طبخ كرد كه با سليقه مردمي كه تا به حال خوردن آنرا تجربه نكرده‌اند، سازگار باشد.

باغ ايراني؛ ميراث ماندگار كشاورزي


خبرگزاري ميراث فرهنگي- الهام كمانكش- پژوهشگر باغ ايراني -واژه باغ در فارسي ميانه و نو به کار رفته است. در سغدي به صورت bag  آمده که به معناي قطعه‌اي از زمين است و مترادف با واژه اوستايي baga   و سنسکريت bhaga به معناي بخش, سهم, دارايي و بهره است.
باغ در لغت‌نامه دهخدا نيز به معناي "بستان" و "روضه" آمده است که در عربي و فارسي مشترک است و محوطه‌اي است که نوعاً محصور است و در آن گل و رياحين و اشجار مثمر و سبزي‌آلات و جز آنها غرس و زراعت مي‌کنند. (دهخدا, ج3, ص 4176).
پيشينه باغ ايراني
 قديمي‌ترين شواهد باستان‌شناسي به‌دست آمده از الگويي که امروزه از آن به عنوان باغ ايراني ياد مي‌شود, آثار برجاي مانده از باغ شاهي پاسارگاد است. اين مجموعه باغ توسط کوروش کبير (599 تا 530ق‌م)، در نيمه دوم قرن ششم قبل از ميلاد در پايتخت وي در پاسارگاد، واقع در دشت مرغاب در حدود 125 کيلومتري شمال شيراز احداث و چارچوب طرح اصلي محوطه شاهي را شکل داده است. معماري اين باغ که تا چندين نسل پس از کوروش نيز از آن حفاظت مي‌شد, اثراتي ماندگار بر شيوه باغ‌سازي ايران برجاي گذاشت که تا اعصار اخير نيز ادامه داشته است که شايد بتوان از الگوي چهارباغ، رديف درختان منظم، ايجاد کوشک‌هايي بر سر راه خيابان‌هاي باغ و استفاده از آب‌نماها را به عنوان شاخص‌ترين نمادهاي آن ياد کرد. الگوي چهارباغ در تقسيم‌بندي کرت‌ها به چهار مستطيل به وسيله مسير آبراهه‌ها و حوض‌ها و نيز در ايجاد تقارن در قرارگيري کاخ‌ها و کوشک‌ها در امتداد دو محور طولي و عرضي عمود بر هم, جلوه‌گر مي‌شود. هماهنگي اين عوامل در طراحي باغ پاسارگاد، باعث ايجاد چشم‌اندازي مطلوب در محور طولي آن, از کاخ به انتهاي باغ و دشت‌هاي پس از آن شده است که ايوان‌هاي وسيع و عميق کاخ‌ها و نيز کوشک‌هاي برون‌گراي باغ، امکان بهره بردن هرچه بيشتر از اين چشم‌انداز را فراهم مي‌نموده‌اند.
پس از کوروش, شاهنشاهاني چون کمبوجيه, در تخت گوهر, داريوش اول, در تخت جمشيد و اردشير اول, در شوش (کاخ شائور) به ساخت باغ‌هايي با الگوي مذکور مبادرت ورزيدند و اين امر در سده‌هاي پس از آن نيز ادامه يافت؛ چنانچه در اواخر دوران ساساني نيز شاهد آن هستيم که خسرو پرويز ( تا ), در قصر شيرين باغ‌هاي وسيعي را با طرح هندسي در اطراف کاخ‌هاي خود, بنياد نهاد. به لحاظ تاثير گسترده و تداوم هنر و تمدن ساساني پس از افول اين دودمان، در دوران‌هاي اسلامي نيز اين نه تنها الگو به عنوان شيوه غالب باغ‌سازي ادامه پيدا کرد، بلکه نمونه‌هاي بديعي از آن در سرزمين‌هاي دوردست قلمروي مسلمانان ساخته شد.
باغ ايراني را مي‌توان با درک عناصر شاخص تشکيل دهنده آن، شامل: پوشش گياهي, آب و ساختارهاي معماري بازشناخت.
پوشش گياهي
آنچه در شناخت پوشش گياهي يک باغ بدان پرداخته مي‌شود؛ تنها به انواع گونه‌هاي گياهي منحصر نشده و طرح کاشت و باغچه‌بندي‌ مبتني بر عوارض طبيعي زمين را نيز شامل مي‌شود. باغ‌هاي ايراني همواره در زمين‌هايي با شيب ملايم ساخته شده‌اند. در مواردي، به واسطه شيب بيشتر زمين، سطح باغ‌ها ساختاري پلکاني (مطبق) يافته که عنوان باغ- تخت نيز بدانها اطلاق شده است.
به جز مسأله شيب زمين و به تبع آن؛ هموار يا طبقاتي شدن سطح باغ، همان طور که در پيشينه باغ ايراني به آن اشاره شد, تقسيمات اصلي چهارگانه، به عنوان الگوي اصلي طرح هندسي فضاي باغ مد نظر بوده است. محور طولي اين تقسيم‌بندي, همان محور اصلي باغ بوده که ميان‌کرت در امتداد آن ايجاد مي‌شده است. در طرفين اين کرت مياني، دو مسير اصلي شکل مي‌گرفته که تا مقابل عمارت (کوشک) اصلي باغ ادامه داشته است. در محل برخورد اين مسيرها با عمارت اصلي و از سوي ديگر سردر باغ, معمولاً يک حوض يا استخر و گاهي گلزار قرار مي‌گرفته است. باغچه‌ها در دو طرف محور طولي، به صورت کرت‌هاي مربع‌شکل تقسيم‌بندي مي‌شدند و سطح اين کرت‌ها عموماً از سطح راه‌هاي دسترسي پايين‌تر قرار مي‌گرفت؛ زيرا کرت‌هاي کناري، عموماً به درختان ميوه اختصاص داشت و اين اختلاف سطح امکان دسترسي به درختان را ساده‌تر مي‌کرد.
علاوه بر طراحي هندسي, نوع گياهان و درختان هر بخش نيز با توجه به اقليم و يا ويژگي‌هاي آن درخت, تعريف شده بود و هر گونه گياهي در باغ ايراني، جايگاهي متناسب با ويژگي‌هاي زيست‌محيطي و منظري خود داشت. درون ميان‌کرت، آب‌نماهايي در مسير آب طراحي مي‌شد و يا بوته‌ها و گياهان کوتاه مانند شبدر, يونجه (که در سال‌هاي اخير بعضاً چمن جاي آنها را گرفت) کاشته مي‌شدند تا ديد را در محور اصلي باغ، خدشه‌دار نسازند.در حاشيه محور اصلي و در دو طرف ميان‌کرت, درختان بلند و سايه‌افکن مي‌کاشتند که اغلب ترکيبي منظم از درختان کاج, سرو و چنار بود که ترکيب رنگي آنها در فصول مختلف در نظر بوده است. در مناطق گرمسير, درختان نخل, خرزهره, سرخ‌بيد و مرکبات مورد استفاده بوده‌اند. به جز محور مياني, به طور کلي در حاشيه مسيرهاي کنار باغ، از درختان سايه افکن استفاده مي‌شد که علاوه بر درختان نام‌برده, زبان‌گنجشک, تبريزي, شنگ, اشن و ساير درختان بي‌بار نيز کاشته مي‌شدند. در اطراف خيابان‌هاي فرعي, توت برگي نيز کاشته مي‌شد که با هرس منظم, مانع از گسترش شاخ و برگ آن در عرض مسير مي‌گشتند. کرت‌ها اغلب به درختان ميوه اختصاص داشتند. در مناطق خشک, انار و در مناطق نسبتاً خشک, سيب ترش, آلو زرد و آلو سياه و در مناطقي چون شيراز, مرکبات جايگزين ساير درختان مي‌شدند. در مناطق مناسب, قطعات بزرگي براي درختان بادام و گردو و گاهي توت در نظر گرفته مي‌شد. درختان انجير در گوشه‌هاي باغ, بيدها در جايي که آب زياد به آنها برسد و با فاصله مناسب از حوض‌ها که ريشه‌هاي آنها باعث آسيب رساندن به حوض نشود و داربست‌هاي انگور رو به شرق کاشته مي‌شدند. در کنار ديوارهاي باغ, درختان بي‌ثمري چون سپيدار, کبودار و زبان گنجشک مي‌کاشتند. فاصله محل کاشت درختان از کناره‌ها و نيز فاصله درختان نسبت به هم, با توجه به نوع درخت و يا مثمر بودن و نبودن آن, به دقت تعيين مي‌شد و رديف‌هاي درختکاري همواره منظم بود.
گل‌ها در باغ ايراني نسبت به درختان از توجه کمتري برخوردار بوده‌اند. برخلاف نظمي که در کاشت درختان رعايت مي‌شده, گل‌ها معمولاً در پاي درختان و بدون آرايش خاصي کاشته مي‌شدند. در مواردي، در بخشي از باغ, باغچه‌اي مخصوص گل‌هاي دستي مانند گل آتشي, روغني و رشتي ايجاد مي‌کردند و در گوشه‌هاي اين باغچه‌ها گل خرزهره, شاه‌پسند بسته‌اي و يا باغي سفيد مي‌کاشتند گلزارها عموماً 30 تا 70 سانتيمتر حاشيه داشتند که در آن گل‌هاي ناز کاشته مي‌شد و با خرندي از آجر به شکل کلاغ پر محدود مي‌شدند. از گل‌هايي که در باغ ايراني کاشته مي‌شدند، مي‌توان انواع گل سرخ در رنگ‌هاي زرد, سرخ, سرخ اسپانيايي و سرخ خشخاشي, انواع ياس‌ها از جمله ياس سفيد, ياس بنفش, ياس زرد و ياسمن را نام برد. از ديگر گل‌هاي تزئيني مورد استفاده نيز مي‌توان به بنفشه, سوسن, سنبل سفيد, آبي و خوشه‌اي, زنبق, قرنفل, انواع لاله, ميخک پرپر, ميخک کم‌پر, گل مريم, تاج خروس, ختمي, نيلوفر, گل گندم, پامچال, زعفران, نرگس زرد و گل نسرين اشاره كرد.
آب
دومين عنصر مهم در طراحي باغ ايراني آب و شيوه آبياري و حرکت آب درون باغ است که بررسي آن ويژگي‌هاي خاص از باغ ايراني به دست مي‌دهد. به دليل اهميت آب در اقليم گرم و خشک ايران, وسعت باغ در هر منطقه به ميزان وجود آب در آن منطقه بستگي داشته است و همواره مساحت باغ به اندازه‌اي بوده که در فصل‌هاي خشک سال, ميزان آب موجود بتواند نياز باغ را پاسخگو باشد. موقعيت باغ نسبت به مسير حرکت آب طوري قرار مي‌گرفت که محور طولي باغ در راستاي حرکت آب باشد. آب از بالاترين نقطه به باغ وارد مي‌شد و به کمک شيب زمين, کل باغ را آبياري مي‌نمود. به محل ورود و ظاهر شدن آب در باغ، مظهرخانه مي‌گفتند.
به علت خشک بودن اقليم ايران, علاوه بر اين که از آب براي آبياري باغ استفاده مي‌شد, مسيرهاي حرکت آن به گونه‌اي طراحي مي‌شد که بيشترين طول ممکن را داشته و آب تا حد امکان در باغ به نمايش گذاشته شود و به رطوبت هواي باغ بيفزايد. در باغ‌هاي با شيب زياد امکان نمايش آب بيشتر بوده و در آنها، با ايجاد اختلاف سطح‌هايي در باغ، آبشارهايي نيز طراحي شده است و زير آبشارها, سنگ‌هاي تراش‌خورده سينه‌کبکي استفاده مي‌شده تا با ايجاد موج و صدا, حضور آب در باغ را بيشتر نشان دهند. به جز آبشارها از حوض‌ها و فواره‌ها نيز براي نمايش آب استفاده مي‌شد. معمولاً آب در مقابل کوشک، در يک استخر يا حوض جمع مي‌شد و از آنجا در باغ تقسيم مي‌شد. البته باغ‌هايي نيز وجود دارد که آب از روبروي کوشک وارد باغ مي‌شد و در مسير خود به حوض مقابل کوشک مي‌رسيد؛ اما پيش از آن در باغ تقسيم شده بود. حوض‌ها معمولاً به شکل مربع, مستطيل, هشت گوش کند ستاره‌اي, و در مواردي: کشکولي، نگيني, چهارگوش و دوازده گوش و در ابعاد مختلف ساخته مي‌شدند. اما همواره در اطراف آنها فضايي براي نشستن وجود داشته است. تمام استخرها, حوض‌ها و مسيرهاي آب معمولاً هم‌سطح زمين و گاهي تا 25 سانتيمتر بالاتر از سطح زمين ساخته شده‌اند. البته استخرها در باغ به طور معمول زماني ساخته مي‌شدند که به خاطر کم بودن ميزان آب و عدم امکان آبياري دائم کرت‌ها، نياز به جمع کردن آب در آنها بوده تا در زمان‌هاي مناسب با سرعت و ميزان کافي آب را در مسيرهاي خود هدايت کنند. آب پس از آبياري باغ به خانه‌ها و کشتزارهاي اطراف جريان پيدا مي‌کرد.
ساختارهاي معماري
مهم‌ترين عنصر معماري که همواره در باغ‌هاي ايراني وجود داشته است, کوشک مي‌باشد. کوشک تنها يک ساختمان تفريحي بوده و گاهي محل سکونت صاحبان باغ نيز بوده است. کوشک اغلب در تقاطع دو محور اصلي باغ ساخته مي‌شد. گاهي اين تقاطع در مرکز باغ قرار مي‌گرفت و گاهي در يک سوم طول باغ و در برخي ديگر از باغ‌ها, کوشک در انتهاي محور طولي ساخته مي‌شد. ابعاد اضلاع کوشک معمولاً بين 12 تا 20 متر بوده که در مورد کوشک‌هاي مدور, هشت‌گوش يا مربع به 25 متر هم مي‌رسيده است. برخي از کوشک‌ها در چند طبقه و به صورت هشت‌وجهي ساخته مي‌شده‌اند که هر طبقه از طبقه پايين، کوچک‌تر بوده و اطراف آن ايواني قرار داشته که از اين نوع کوشک‌ها، تنها در مينياتورها آثاري باقي مانده است.
در باغ‌هاي سکونتي علاوه بر کوشک, ساختمان اندروني نيز ساخته مي‌شد که اغلب پشت کوشک قرار مي‌گرفت و داراي يک حياط کوچک با ميان کرت و ساير اجزاء يک باغ بوده است. گاهي نيز سکونت‌گاه در تلفيق با کوشک ساخته مي‌شد و به صورت يک عمارت يکپارچه در باغ ديده مي‌شد. در باغ‌هاي حکومتي, يک ساختمان هم به ديوان‌خانه اختصاص داشته که معمولاً نزديک ورودي ساخته مي‌شد تا بدين ترتيب، نيازي به تردد مراجعين در ساير فضاهاي باغ نباشد. در ورودي اصلي باغ‌ها نيز اغلب عمارت سردر ساخته مي‌شد. معمولاً در باغ‌هايي که صاحبان آنها از نفوذ اجتماعي بيشتري برخوردار بودند, اين بنا به صورت يک عمارت بيروني براي پذيرايي ميهمانان در مي‌آمد که از تزئيناتي قابل توجه برخوردار بود.
به جز ساختارهاي معماري مذکور, در باغ‌ها فضاهاي خدماتي نيز وجود داشتند که بيشتر در امتداد حصار باغ و نزديک به ورودي‌هاي فرعي ساخته مي‌شدند و بناي آنها اغلب بيرون از حصار قرار مي‌گرفت؛ به نحوي که بدنه داخلي حصار، به صورت يک مستطيل کامل باقي مي‌ماند. اين فضاهاي خدماتي, ساختمان‌هايي چون محل سکونت خدمه, آب‌انبار و حمام را دربرمي‌گرفتند که البته به فراخور وسعت و اهميت باغ متغير بودند.
عنصر ديگر در ساختارهاي معماري باغ ايراني, حصار بوده است که بيشتر با چينه‌هاي گلي ساخته مي‌شد و از آنجا که محصور بودن حتي در تعريف باغ ايراني نيز مورد توجه بوده, حصار را مي‌توان جزء ثابتي از معماري باغ دانست. 

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

ايكوموس با اعلام سال ميراث كشاورزي از تنوع زيستي حمايت مي‌كند

خبرگزاري ميراث فرهنگي- به گزارش ايكوموس مراسم بزرگداشت روز جهاني آثار و محوطه‌هاي تاريخي كه هر ساله 18 آوريل (برابر با 29 فروردين‌ماه) درسرتاسر جهان برگزار مي‌شود، امسال در حمايت از سال جهاني تنوع زيستي كه پيشتر از سوي يونسكو اعلام شده، به موضوع ميراث كشاورزي اختصاص دارد.
 
 
طبق همين گزارش طي دو دهه اخير در جريان تشكل‌هاي مردم نهاد و غير دولتي در سرتاسر جهان در حمايت از ميراث فرهنگي تعريف و نگرش تازه‌اي از ميراث كشاورزي مطرح شد و دركنار آن معيارها و ابزارهايي كه امكان شناخت و ارزيابي ارزش‌ها و نيز روش‌هاي حمايت از آن را به وجود مي‌آورد شکل گرفت.
نتيجه نهايي اين فعاليت‌ها آن بود كه اين موضوع در تحقيقات و پروژه‌هايي كه بر اساس همكاري اين تشكل‌ها با يونسكو و ايكوموس و ديگر سازمان‌هاي جهاني جريان داشت، اهميت ويژه‌اي يافت.
 بنابراين توجه به ارتباط متقابل ميان دارايي‌ها و ميراث فرهنگي با كشاورزي و صنايع وابسته به آن نظير دامپروري، اقدامات انجام شده وتقويت اين فعاليت ها ضرورتي جدي يافته است.
 اين تلاش‌ها بر محور اقدامات جهاني برجسته‌اي كه دراين حوزه صورت گرفته استوار است. نظير معرفي و ثبت اين قبيل آثار شاخص كشاورزي در فهرست ميراث جهاني يونسكو و نيز ثبت  برخي فعاليت هاي مرتبط در فهرست ميراث معنوي و همچنين توجه وحمايت از آن‌ها از طريق برنامه سيستم‌هاي ابتكاري درميراث كشاورزي جهاني (GIAHS) به رهبري و هدايت فائو (سازمان غذا و كشاورزي سازمان ملل متحد) و ديگر سازمان‌هاي همكار نظير برنامه توسعه سازمان ملل متحد و مركز ميراث جهاني يونسكو، ايكوروم (مركز جهاني بررسي و حفاظت و احياي آثار فرهنگي) و نيز بنياد جهاني حفاظت از گونه‌ها(IUCN) و همچنين گروه مشاوره‌اي تحقيقات جهاني كشاورزي كه همگي نقش موثري در حمايت از ميراث كشاورزي داشته اند.
حمايت از ميراث كشاورزي خواست بحق اجتماعي و علمي تلاش‌هاي جهاني براي استقرار و استحكام ارزش‌هاي وابسته به ميراث كشاورزي بوده و بدون ترديد ناشي از تقاضاي بجا و بحق اجتماعي و محافل علمي است. همچنين نياز به حمايت از تمام سرمايه‌ها و ميراث برجسته طبيعي و ميراث فرهنگي كه در طول تاريخ از طريق فعاليت هاي كشاورزي فراهم شده نيز بيش از پيش بر اهميت ميراث كشاورزي تاكيد مي كند.
طبق معيارها و تعريف متخصصان ، آثاري نظير خانه‌هاي روستايي، انواع آسياب‌هاي بادي و آبي، انواع باغ‌هاي ميوه‌دار، انواع دانه‌ها و غلات و محصولات كشاورزي، سيستم‌هاي آبياري، روش‌هاي ايجاد چاه، تراس‌ها ، نحوه شكل‌گيري و نگاهداري از مزرعه‌ها، جشن‌ها و مراسم سنتي كشاورزي، انواع غذاها و آشپزي و گونه‌هاي منحصر به فرد بومي، چشم اندازهاي طبيعي و ... ازجمله موضوعاتي هستند كه در مقوله ميراث كشاورزي گنجانده شده‌اند.
به هرروي ايجاد و تعيين معيارهاي راهنما و چارچوب‌هاي مشخصي براي شناسايي و معرفي آثاري كه مي توان آن ها را در شمار «ميراث كشاورزي»  به حساب آورد با درنظر گرفتن تمام جنبه‌هاي مرتبط و مظاهر آن در تمايز و تباين با ساير دستاوردهاي موجود در ديگر زمينه‌هاي ميراث بشري، نظير ميراث صنعتي يا ميراث زبان مادري، از موضوعات مهمي است كه در   بيانيه 2010 ايكوموس مورد بررسي و تاكيد قرار گرفته است.
دراين بيانيه تاكيد شده است كه فقدان راهكارهاي ويژه و مناسب براي تعريف ميراث كشاورزي به عنوان ميراثي با ابعاد متعدد كه گونه‌هاي مختلفي از ميراث فرهنگي مادي و معنوي و نيز دارايي‌ها و گنجينه‌هاي طبيعي و فرهنگي را در بر مي گيرد، سبب سهل‌انگاري و ناديده گرفتن نقش و اهميت واقعي اين ميراث مهم بشري شده است.
اين بي‌توجهي و ناچيز انگاشتن اهميت كشاورزي، با توجه به اهميت نقش ميراث كشاورزي و فعاليت‌هاي وابسته به آن در توسعه پايدار و توجه به چشم اندازها و ميراث طبيعي و نقش آن كيفيت زندگي و حمايت از تنوع زيستي و فرهنگي و مانند آن و ارتباط متقابل با ارزش‌ها و گونه‌هاي مختلف، با فعاليت هاي جاري در موارد ياد شده، در تناقض بوده است.
با توجه به موارد ياد شده ايكوموس به عنوان يك تلاش جدي براي بازنگري در نگاه به كشاورزي و نقش تعيين كننده آن در فعاليت‌هاي فرهنگي و ميراث مادي و معنوي بشري در همكاري با ساير سازمان‌هاي جهاني مرتبط و در حمايت از سال جهاني تنوع زيستي، امسال سال 2010 را سال ميراث كشاورزي اعلام كرده است تا با استفاده از فرصت ايجاد شده براي اطلاع رساني و آگاهي عمومي، توجه مردم و دولت‌هاي جهان را به اين موضوع جلب كند.

تجربه حفاظت از«ميراث كشاورزي» در جهان

انديشه حفاظت از ميراث كشاورزي و مقوله ميراث كشاورزي اگرچه براي نخستين بار است كه درسطح جهاني و از سوي ايكوموس به عنوان يك بخش مهم از ميراث فرهنگي جهان مطرح شده اما اين نحوه نگرش به كشاورزي و ميراث به جامانده جامعه بشري در اين زمينه لااقل در كشورهاي پيشرفته اروپا وامريكا پيشينه اي بالغ بر ده سال تجربه و كار مستمرو كاملا متمركز دارد كه تصور مي شود همين تجربه است كه مبناي طرح اين ايده در سطح جهاني و ازسوي مراكز جهاني نظير فائو، يونسكو و اخيرا ايكوموس شده است.
 
 
اگرچه مراكز جهاني نظيرفائو متولي اجراي طرح هاي ويژه در زمينه ميراث كشاورزي شده اند ؛اما در سطح ملي اجراي هرگونه فعاليتي دراين زمينه ها منوط به برنامه ريزي هاي مستمر و كاملا تخصصي است كه با آموزش و اطلاع رساني همگاني همراه با تمركز بر جنبه هاي توريستي و آموزشي درباره ميراث كشاورزي و دستاوردهاي بشري به عنوان يك ميراث فرهنگي است.
 
تجربه كشورهاي توسعه يافته دراين زمينه كه بالغ بر ده سال فعاليت كاملا تخصصي كارشناسان امور كشاورزي، آموزشي، توريسم و ميراث فرهنگي -تاريخي، در موسساتي اختصاصي جريان دارد ، عمدتا با عنوان«مركز ميراث كشاورزي» شناخته مي شود.
اين موسسات يا «مركز ميراث كشاورزي» تقريبا در يكايك ايالت هاي كشور امريكا و بيشتر كشورهاي توسعه يافته اروپايي بيش از ده سال است شكل گرفته و فعاليت موثر دارند. به گونه اي كه امروزه با استفاده از شبكه هاي اطلاع رساني جهاني ، به سادگي مي توان در هريك از ايالت هاي كشور امريكا از جمله مركز ميراث كشاورزي تگزاس، مركز كشاورزي كنتاكي، مركز كشاورزي كاروليناي جنوبي، مركز كشاورزي مريلند، مركز كشاورزي اركانزا، لانگ مونت در دنور، و .... از ريز فعاليت و نحوه حضور و تاثير گذاري اين مراكز و نقش موثر آن در توريسم و آموزش كشاورزي و تاريخ و فرهنگ به طور همزمان آگاهي يافت.
اين مراكز ميراث كشاورزي جدا از انواع موزه هاي كشاورزي و نيز انواع پارك مزرعه هايي است كه با فعاليت ها واهداف مشابهي در امريكا ، اروپا و اخيرا بسياري كشورهاي توسعه يافته نظير مالزي قابل مشاهده است و از نظر توريستي نيز بسيار حائز اهميت هستند.
 
«پارك مزرعه تاريخ كشاورزي» در مونتگومري كانتي نمونه جالبي ازاين موسسات است كه فعاليت هاي جالب و موثري در اين حوزه دارد. در جشنواره برداشت محصولات نخستين بار در سال 2006 در اين مركز برگزار شد. اين پارك مزرعه شبيه به مينياتوري از يك نمايشگاه روستايي است كه تنها فاقد هرگونه جايزه و مسابقات سرگرم كننده سواركاري و يا جمعيت انبوه مردماني است كه براي تشويق اين مسابقات دراين جشنواره ها گرد هم مي آيند.
 
دراين پارك مزرعه ها طي برنامه هاي خاصي شركت كنندگان مي توانند با انواع ابزارها و تجهيزات قديمي و نيز روش ها وفعاليت هاي كشاروزي و روستايي نظير خشك كردن يا باددادن گندم، حلبي سازي و آهنگري، روش و آثار متنوعي از گلدوزي، نحوه استفاده از تجهيزات رختشويي در قرن هجدهم ، نحوه ساخت مترسك ، نحوه كاشت انواع غلات، پوست كندن ذرت و عروسك هاي ساخته شده از پوست ذرت يا بلال، همچنين آشنايي با انواع سازهاي قديمي و اجراي زنده انواع نغمه ها و شعرها و موسيقي هاي فولكوريك و محلي آشنا شوند.
 
در اين پارك مزرعه موزه اي از انواع تجهيزات كشاورزي و مزرعه داري در قرن هاي گذشته در محلي نزديك به يك خانه روستايي تاريخي و نيز انبار غله و همچنين انواع صنايع و هنرهاي دستي تاريخي را به نمايش گذاشته است.
 
انواع باغ ميوه و گل كوكب، همراه با انواع دانه هاي غدايي و كشاورزي مخصوص منطقه، نمونه هايي از تربيت و برداشت عسل با روش هاي محلي و قديمي و نيز نحوه تهيه كره ومشك هاي مخصوص اين كاربا روش هاي محلي ، تهيه انواع كيك هاي قيفي، آشنايي و نحوه پرورش حيوانات اهلي نظير مرغ و خروس، اسب،گاو، زنبور عسل و انواع گوناگوني از تفريحات و فعاليت هاي سرگرم كننده و آموزنده ديگر دراين پارك مزرعه تاريخي به علاقمندان عرضه مي شود.
 
مركز ميراث كشاورزي كاليفرنياي جنوبي نمونه ديگري است (شبيه به مركز كشاورزي گرگان درايران) كه تحت نظر دانشگاه كلمنسون علاوه بر فعاليت هاي تفريحي و آموزشي جنبه تحقيقات و پژوهشي نيز دارد.
 
اين مركز داراي بخش هايي هماهنگ و مرتبط به هم است كه« موزه ميراث كشاروزي» و نيز «مركزآموزش ميراث كشاورزي دست به دست شده» از جمله اين بخش هاست.
اين مركز به بررسي و شناخت و معرفي زندگي روستايي و روش هاي مزرعه داري و مسائل مرتبط به آن در دوران هاي دور اختصاص دارد.
 
هريك از بخش هاي ياد شده دراين مركز به گونه اي متفاوت بيانگر ونمايش دهنده تاريخ كشاورزي و بيانگر اهميت دوام و ماندگاري ميراث كشاورزي در سرتاسر كاروليناي جنوبي است.
فعاليت موزه كاروليناي جنوبي به نحوي است كه بر تبين و تفسير نفوذ تاريخي و فرهنگي كشاورزي دركل منطقه تمركز دارد.
 
اما مركز آموزش دست به دست ميراث كشاورزي نه تنها بر ميراث گذشته بلكه بر شرايط كنوني و آينده كشاروزي در منطقه براي دانشجويان تمركز دارد به نحوي كه مشوق آموختن ويادگيري درباره كشاورزي و آثار آن بر مزرعه داران محلي باشد.
 
شناخت و معرفي رودخانه ها، مسيرهاي ارتباطي و ويژگي هاي طبيعي منطقه نيز از موضوعاتي است كه درمركز ميراث كشاورزي كاروليناي جنوبي صورت مي گيرد و به بررسي و تحقيق در تاريخ محلي و ايالت كاليفرنياي جنوبي اختصاص دارد.

چهارصد دانشجوي باستان‌شناسي خواستار رسيدگي به وضعيت آثار تاريخي خوزستان شدند

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ 400 دانشجوي باستان‌شناسي کشور در پي انتشار بيانيه‌اي اعلام کردند که آثار و محوطه‌هاي تاريخي استان خوزستان در وضع نامطلوبي به سر مي‌برند. در اين بيانيه به عملکرد مديريت پيشين ميراث فرهنگي استان خوزستان انتقاد شده و امضاء کنندگان آن خواستار نظارت بر علل بي‌توجهي به آثار تاريخي اين استان شده‌اند.
 
 
 
به گزارش CHN در بخشي از اين بيانيه آمده است:‌ «آثار و محوطه­هاي تاريخي استان خوزستان در وضع بسيار نامطلوبي قرار دارند. از جمله بايد به محوطه­ها و مجموعه­هايي همچون شوش، ايوان کرخه، گُندي­شاهپور، رامهرمز، شوشتر، ارجان و... اشاره کرد. متأسفانه مديريت پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان در طي پنج سال (از 1383 تا 1388) تصدي مسووليت اين مرکز با عملکرد ضعيف و غير قابل دفاع خود آسيب­هاي جدي بر پيکرة ميراث فرهنگي خوزستان وارد آورد.»
 
همچنين در ادامه اين بيانيه تاکيد شده است که: «از مراکز تصميم­گيري کشور (همچون مجلس محترم شوراي اسلامي، قوة محترم قضاييه، سازمان محترم بازرسي کشور و...) خواستاريم که بر عملکرد سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور به طور کلي و خصوصاً در زمينه انتصاب افراد غير مرتبط و غير کارشناس و عملکرد شماري از مديراني که آسيب­هاي بسيار جدي به ميراث، تاريخ و فرهنگ ايران­زمين وارد آورده­اند (همچون مديريت پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان)، نظارت نمايند و نتيجه آن را به اطلاع عموم برسانند.»
 
متن کامل بيانيه به شرح زير است:
 
 
بيانيه 400 دانشجوي باستان­شناسي کشور
دربارة وضعيت بحراني ميراث فرهنگي شوش و خوزستان
 
1-      آثار و محوطه­هاي تاريخي استان خوزستان در وضع بسيار نامطلوبي قرار دارند. از جمله بايد به محوطه­ها و مجموعه­هايي همچون شوش، ايوان کرخه، گُندي­شاهپور، رامهرمز، شوشتر، ارجان و... اشاره کرد. متأسفانه مديريت پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان در طي پنج سال (از 1383 تا 1388) تصدي مسووليت اين مرکز با عملکرد ضعيف و غير قابل دفاع خود آسيب­هاي جدي بر پيکرة ميراث فرهنگي خوزستان وارد آورد. با اين حال، وي از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور در سال 1387 به عنوان مدير برتر ميراث فرهنگي کشور انتخاب گرديد و هم­اکنون نيز به عنوان مدير «منطقة آزاد اروند» منصوب شده است. مسألة صدور مجوز براي ساخت دو هتل در «عرصة مجموعة باستاني شوش» که مورد انتقاد صاحب­نظران و متخصصان باستان­شناسي و ميراث فرهنگي کشور قرار گرفت، در صدر کارنامة ضعيف و نامطلوب رييس ميراث فرهنگي استان خوزستان قرار دارد. بي­توجهي به تخريب و نابودي محوطه­ها و منطقه­هاي باستاني و ميراثي همچون رامهرمز، ايوان کرخه، گُندي­شاهپور، شوشتر، ايذه، مسجد سليمان، اهواز (هرمزد اردشير، چمبه، زرگان و...)، از جمله مهمترين مواردي است که کوتاهي در پاسداري از يکي از آنها مي­بايست منجر به پيگيري و بازخواست وي مي­شد، اما نه تنها چنين امري رخ نداد بلکه عملکرد جانب­دارانه از کارنامة وي و مديريت درازمدت او بر سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، منجر به پديد آمدن شبهاتي جدي درخصوص سياست­هاي مديريت ارشد سازمان ميراث فرهنگي شده است.
 
2-      شهر باستاني شوش در مجموعة ميراث فرهنگي ايران و جهان از جايگاه ويژه­اي برخوردار است. 150 سال پيشينة فعاليتهاي باستان­شناسي در شوش آن را در زمرة نخستين نقاط کاوش شده در خاورميانه و جهان قرار داده، و حجم عظيمي از غارت اشياء و اموال فرهنگي آن توسط خارجي­ها همواره يادآور يک دورة غفلت سياسي-فرهنگي مردم ايران در تاريخ­شان محسوب مي­شود. انتظار مي­رود با چنين مجموعة سترگي از ميراثِ فرهنگِ بشري که شامل آثار و نشانه­هاي تمدني پيش از تاريخي، عيلامي، هخامنشي، اشکاني، ساساني و دوره­هاي مختلف اسلامي و همچنين حضور اديان جهاني يهودي، مسيحي و اسلامي است، به طور مسوولانه­اي رفتار شود. پرسش اين است که چرا تاکنون اين مجموعة عظيمِ تاريخِ بشري در فهرست آثار جهاني به ثبت نرسيده و حتي پرونده­اي هم براي ثبت آن آماده نشده است؟ چرا در نهايتِ بي­مبالاتي اقدام به صدور مجوز براي ساخت دو هتل در عرصه اين مجموعه باستاني شد، در حالي که اين هتل­ها مي­توانند با 1 کيلومتر فاصله در خارج از عرصة باستاني شهر ساخته شوند؟ پاسخ سازمان ميراث فرهنگي براي تعلل در تهية پروندة ثبت جهاني مجموعة باستاني شوش که از نخستين کانون­هاي شکل­گيري شهرنشيني و ابداع خط در جهان بوده است، چيست؟
 
3-      در چند سال گذشته، مديريت ميراث فرهنگي و گردشگري عملکرد بسيار نامطلوبي در پاسداري از مجموعه­هاي شاخص ميراث فرهنگي کشور داشته است. اين امر که بارها و بارها توسط کارشناسان مورد انتقاد قرار گرفته، به عوض اصلاح روية نادرست مديريتي با تکذيب­هاي پي در پي روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي همراه بوده و بعضاً ادبيات نامناسبي نسبت به منتقدان به کار گرفته شده است که در طي سه دهة گذشته منحصربه فرد بوده و خود جاي تأمل و بررسي دارد. به نظر مي­رسد که مديريت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مي­بايست به جاي بي­اعتنايي به نظرات و انتقادها و صدور تکذيبيه­هاي متعدد، با جلسات، نشست­ها و گفت­وگوهاي دوجانبه که نهادها يا مراکز کلان­تر تصميم­گيري نيز در آن مشارکت داشته باشند، گام­هاي استوارتري در راستاي صيانت از ميراث فرهنگي کشور بردارد. لذا مصراً از مراکز تصميم­گيري کشور (همچون مجلس محترم شوراي اسلامي، قوة محترم قضاييه، سازمان محترم بازرسي کشور و...) خواستاريم که بر عملکرد سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري کشور به طور کلي و خصوصاً در زمينه انتصاب افراد غير مرتبط و غير کارشناس و عملکرد شماري از مديراني که آسيب­هاي بسيار جدي به ميراث، تاريخ و فرهنگ ايران­زمين وارد آورده­اند (همچون مديريت پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان)، نظارت نمايند و نتيجه آن را به اطلاع عموم برسانند.
 
4-      دور از انتظار است که مواضع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي نسبت به سازمان ميراث فرهنگي کشور انفعالي و واکنشي است. گاه به دلايلي، حکم به ادغام و تلفيق آن با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داده­اند و گاه از ادغام آن با ساير سازمان­ها سخن گفته­اند. متأسفانه هيچ نوع بررسي درستي هم از نتايج زيانبار ادغام «سازمان ميراث فرهنگي» با «سازمان ايرانگردي و جهانگردي» به عمل نيامده است؛ ادغامي که نه تنها به پيشرفت محسوس هيچ يک از اين دو سازمان منتهي نشده، بلکه در مورد وضعيت ميراث فرهنگي کشور نتايج زيانباري هم به همراه داشته است.  
 
 
دانشجويان باستان­شناسي مقاطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتراي دانشگاه­هاي تهران، تربيت مدرس،
زاهدان، گلستان، محمودآباد، دزفول، شوشتر، اصفهان، محقق اردبيلي، مرودشت
 
 

كامل‌ترين ترجمه‌ از متن استوانه (منشور) کوروش به زودی


دکتر شاهرخ رزمجو ـ باستان‌شناس ـ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اعلام اين خبر بيان كرد: کار روي اين کتاب را از چهارسال پيش با همكاري دکتر اروينگ فينکل و پارسا دانشمند آغاز كردم و به‌زودي كتاب به دو زبان فارسي و انگليسي منتشر مي‌شود. 



او گفت: در اين کتاب، ترجمه‌ي تازه و بسيار دقيقي از متن لوح کوروش ارائه شده است. اين ترجمه از روي متن اصلي و خود استوانه‌ي کوروش به‌طور مستقيم و واژه به واژه انجام شده است. البته در اين کتاب فقط به ارائه‌ي تازه‌ترين ترجمه‌ي لوح بسنده نشده، بلکه در کنار ترجمه، اطلاعات تکميلي باستان‌شناسي، اطلاعاتي مربوط به شهر بابِل در زمان کوروش، بازسازي برخي سطرهاي شکسته‌شد‌ه‌ي متن و نيز الواح و اسناد تاريخي ديگر مربوط به کوروش که تا کنون انتشار نيافته، در اين کتاب آورده شده‌اند.
وي اظهار داشت: در ترجمه‌ي فارسي لوح کوروش، از به کار بردن زبان ادبي غيرقابل فهم يا زبان عاميانه پرهيز شده است و واژه‌ها دقيقا با متن اصلي منطبق هستند.
به گفته‌ي رزمجو، از نکته‌هاي مهم اين کتاب، انتشار قطعاتي از متن لوح کوروش است که به‌تازگي شناسايي شده و تا کنون منتشر نشده‌اند. لازم به يادآوري است که هنگام کار روي اين کتاب و با بررسي الواح ديگر، دو قطعه‌ي ناشناخته در مجموعه‌ي موزه‌ي بريتانيا شناسايي شدند که يافته‌هايي بسيار پراهميت به‌شمار مي‌روند و نويسندگان کتاب به کمک آن‌ها توانستند، کامل‌ترين ترجمه را از متن استوانه‌ي کوروش ارائه دهند.
او درباره‌ي دو قطعه‌اي که به‌تازگي و در جريان کار روي اين کتاب در موزه‌ي بريتانيا شناسايي شدند و براي نخستين‌بار منتشر خواهند شد، بيان كرد: تفاوت اين ترجمه با ترجمه‌هاي ديگر از منشور کوروش اين ‌است که با استفاده از دو قطعه‌ي تازه، متن و ترجمه‌ي کامل‌تري ارائه شده و جاي خالي برخي سطرهاي شکسته‌شده نيز پر شده است. به کمک اين دو قطعه، بازسازي‌هاي نادرست در ترجمه‌هاي پيشين نيز تصحيح شده‌اند.
وي ادامه داد: مجموعه‌اي از عکس‌ها و نامه‌هاي شخصي هرمزد رسام، کاشف استوانه‌ي کوروش در قرن نوزدهم ميلادي درباره‌ي کشف اين لوح در بابِل، همراه نامه‌هاي شخصي هنري رالينسون و افراد مرتبط ديگر با اين لوح گردآوري شده‌اند که براي نخستين‌بار منتشر مي‌شوند. اين نامه‌ها ناگفته‌هاي فراواني را از تاريخچه‌ي لوح کوروش روشن مي‌كنند. همچنين عکس‌هاي تازه با جزييات بسيار دقيق نيز از استوانه‌ي کوروش و اسناد ديگر مربوط به کوروش تهيه شده‌اند که در اين کتاب ارائه مي‌شوند. اين عکس‌ها به کمک جديدترين دستگاه‌ها و نرم‌افزارهاي عکاسي گرفته شده‌اند و کيفيت بسيار بالايي دارند.
رزمجو با اشاره به اين‌كه اين گل‌نوشته‌ که به‌عنوان منشور کوروش نيز معروف است، در سال 1879 ميلادي در شهر بابِل در منطقه‌ي ميان‌رودان (عراق امروزي) کشف شد، يادآور شد: اکنون ترجمه‌ي من از متن استوانه‌ي کوروش به زبان فارسي و نيز ترجمه‌ي دکتر اروينگ فينکل به زبان انگليسي در وب‌سايت رسمي موزه‌ي بريتانيا موجود است که به‌زودي و به کمک قطعات نويافته تکميل خواهد شد.
او اضافه كرد: پيش از اين، کتاب ديگري را نيز به‌صورت فشرده درباره‌ي لوح کوروش به نگارش درآورده‌ام که اکنون در دست انتشار است. اين کتاب که براي مخاطبان غيرمتخصص نوشته شده، به‌طور خلاصه و مستند به تاريخچه‌ي استوانه‌ي کوروش و کشف لوح و تاريخ آن دوره براساس اسناد پرداخته است.
به گزارش ايسنا، اين دو کتاب به‌زودي در تهران به چاپ مي‌رسند و در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرند.

۲۵ فروردین ۱۳۸۹

دستاوردهاي جشن هزاره‌ي «شاهنامه» در مقر يونسكو

دبيركل بنياد فردوسي با اعلام دستاوردهاي جشن هزاره‌ي «شاهنامه» در مقر يونسكو (پاريس)، ويژه‌برنامه‌هاي بزرگداشت فردوسي در ايران، فرانسه و آلمان را تشريح كرد. 

 
ياسر موحدفرد در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: به كوشش بنياد فردوسي و با پشتيباني معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و انجمن موسيقي ايران، جشن جهاني هزاره‌ي شاهنامه با حضور نمايندگان 192 كشور عضو يونسكو در تاريخ 31 مارس (11 فروردين‌ماه) در شهر پاريس (مقر يونسكو) برگزار شد.
او ادامه داد: اين جشن با دعوت رسمي دبيركل يونسكو (ايرنا بوكوا) و سخنراني مديركل ميراث فرهنگي و معنوي يونسكو (سيسيل دوول) از ساعت 18:30 آغاز شد و تا ساعت 20:30 به طول انجاميد.
به گفته‌ي موحدفرد، در اين برنامه 16 نماآهنگ با موضوع نوروز و شاهنامه و معرفي جاذبه‌هاي گردشگري ايران به سفارش بنياد فردوسي و كارگرداني شهرام سالمي به نمايش درآمد. ضمن اين‌كه اجراي نقالي، برپايي كنسرت موسيقي و برخواني شعرهاي شاهنامه از ديگر برنامه‌هاي اين جشن بود.
او افزود: صبح همان روز نيز يك نشست علمي - پژوهشي با موضوع نوروز و شاهنامه با حضور شاهنامه‌پژوهان هشت كشور دنيا و مديران ارشد يونسكو در همان محل (مقر يونسكو در پاريس) برگزار شد.
موحدفرد با بيان اين‌كه در فرانسه رايزني‌ها و مذاكرات سازنده‌اي با مديران ارشد يونسكو، مسؤولان سفارت ايران در فرانسه و شاهنامه‌پژوهان برجسته‌ي ايراني به منظور برگزاري ويژه‌برنامه‌هاي فرهنگي - هنري در كشورهاي اروپايي نظير فرانسه و آلمان صورت گرفت، اعلام كرد: بر اين اساس، به اهتمام بنياد فردوسي و انجمن دوستي آلمان و ايران، «پنجمين كنگره‌ي بزرگداشت فردوسي» به مناسبت هزاره‌ي شاهنامه در مركز فرهنگي كنسرت هاوس شهر برلين آلمان در تاريخ 28 مي (هفتم خردادماه) از ساعت 16 تا 22 برگزار خواهد شد.
به گفته‌ي دبيركل بنياد فردوسي، اين گردهمايي در دو بخش علمي - پژوهشي و اجراي برنامه‌هاي هنري برگزار مي‌شود و دبير آن نيز پروفسور ناصر كنعاني از اعضاي هيأت‌امناي بنياد فردوسي و استاد دانشگاه برلين خواهد بود. در اين همايش، شاهنامه‌پژوهاني از چهار كشور ايران، آلمان، تاجيكستان و افغانستان سخنراني خواهند كرد.
او همچنين اظهار كرد: برپايي كنسرت موسيقي سنتي، نقالي، شاهنامه‌خواني، برپايي نمايشگاه كلاژ، نقاشي مينياتور و نگاره‌هاي شاهنامه‌هاي كهن ايران در نگارخانه‌ي انجمن دهخدا و تالار گل‌ سرخ دريايي در شهر برلين از جمله برنامه‌هاي فرهنگي - هنري اين گردهمايي است. ضمن اين‌كه قرار است در اين همايش، كالاهاي فرهنگي كه با پشتيباني بنياد فردوسي ساخته شده‌اند، براي نخستين‌بار رونمايي شوند كه از آ‌ن‌جمله مي‌توان به جورچيني كه بر پايه‌ي نقاشي قهوه‌خانه‌يي اثر استاد منصور وفايي ساخته شده‌ است و همچنين رونمايي از كتاب «متون شرقي، شيوه‌هاي غربي» دكتر محمود اميدسالار اشاره كرد كه توسط نشر ميراث‌بان به دو زبان فارسي و انگليسي منتشر شده است.
او در ادامه عنوان كرد: با همكاري بنياد ملك‌الشعرا بهار، همايش «جوانان و شاهنامه» در تاريخ 23 مي (دوم خردادماه) در شهرداري منطقه‌ي 15 پاريس كه محل گردهمايي ايرانيان مقيم فرانسه است، با حضور دانشجويان زبان فارسي و ديگر دانشجويان مقيم پاريس برگزار مي‌شود كه دبير اين همايش دكتر شهين سراج از اعضاي هيأت امناي بنياد فردوسي و از مدرسان مدرسه‌ي لوور پاريس است.
دبيركل بنياد فردوسي افزود: با همكاري بنياد فردوسي و با پيشنهاد پژوهشكده‌ي هنرهاي سنتي سازمان ميراث فرهنگي، پرونده‌ي ثبت هنر نقالي ايران در مركز حفاظت از ميراث معنوي آسياي ميانه و آسياي جنوب غربي يونسكو (كه در ايران مستقر است) تكميل شد و براي ثبت جهاني هنر نقالي در فهرست ميراث معنوي جهاني در معرض خطر، در دستور كار مسؤولان يونسكو قرار گرفت كه تا چند ماه آينده بررسي و نظر نهايي در اين‌باره اعلام مي‌شود.
او ادامه داد: هم‌زمان با تعطيلات نوروز، گروه موسيقي سنتي «همنوازان عرفان» به سرپرستي حميد وجدان‌پاك به تاجيكستان اعزام شد و به اجراي قطعاتي درباره‌ي نوروز و شاهنامه در تالار وفاسنتر تاجيكستان، شبكه‌هاي سفينه و پايتخت اين كشور و همچنين در جمع ايرانيان مقيم تاجيكستان پرداخت كه بسيار مورد توجه قرار گرفت.
موحدفرد ساخت فيلم مستند «شهره‌ي هزاره» به كارگرداني مهناز ركني با هدف معرفي شاهنامه و فردوسي به انگليسي‌زبانان را از ديگر اقدامات بنياد فردوسي عنوان كرد و گفت: ساخت اين مستند و پخش آن در ايام نوروز از شبكه‌ي پرس‌تي‌وي، گام مناسبي براي توليد برنامه‌هاي مستند و نمايشي در جهت معرفي شاهنامه بود كه بر اين اساس، ساخت مستند ديگري را در بنياد فردوسي در دستور كار قرار داديم كه برنامه‌هاي جشن هزاره‌ي شاهنامه در يونسكو، آلمان و ايران را به كارگرداني شهرام سالمي به تصوير خواهد كشيد.
دبيركل بنياد فردوسي با اعلام اين‌كه ويژه‌برنامه‌هاي بزرگداشت فردوسي در سال جاري در ايران در تهران، مشهد و كرج برگزار خواهد شد، به ايسنا گفت: دفتر نمايندگي بنياد فردوسي در خراسان متولي برپايي هفته‌ي فرهنگي بزرگداشت هزاره‌ي شاهنامه در اين استان است كه در اين راستا برنامه‌هاي فرهنگي - هنري متنوعي در شهرهاي مشهد و توس، آرامگاه فردوسي و زادگاه فردوسي در روستاي پاژ به دبيري دكتر عباس خيرآبادي (رييس بنياد فردوسي خراسان و استاد دانشگاه) برگزار خواهد شد.
او درباره‌ي اين ويژه‌برنامه‌ها كه به مناسبت بزرگداشت فردوسي در مشهد برگزار مي‌شود، توضيح داد: در ارديبهشت‌ماه، «باغ شاهنامه» با وسعت 30هزار متر مربع با همكاري مؤسسه‌ي فرهنگي - هنري كهن‌ديار به سرپرستي سيدحسن موسوي از اعضاي هيأت‌مديره‌ي بنياد فردوسي در خراسان (حوالي آرامگاه فردوسي) گشايش خواهد يافت كه بزرگ‌ترين مجموعه‌ي گردشگري بر پايه‌ي شاهنامه فردوسي خواهد بود. موزه‌ي فردوسي، زورخانه‌، تالار اجتماعات و مجموعه‌ي ويژه‌ي كودكان و نوجوانان براي آشنايي با شاهنامه از بخش‌هاي عمده اين باغ است.
به گفته‌ي موحد‌فرد، اين باغ از لحاظ معماري و درختان و ميوه‌هايي كه در آن هست، مي‌تواند قابل توجه گردشگران قرار گيرد؛ چراكه سعي شده است در آن از معماري باستاني و ايراني استفاده شود و ميوه‌هايي كه در شاهنامه از آن‌ها ياد شده، در اين باغ پرورش داده شده است.
دبيركل بنياد فردوسي درباره‌ي ويژه‌برنامه‌هايي كه به مناسبت بزرگداشت فردوسي در شهر كرج برگزار مي‌شود، نيز اظهار كرد: به اين مناسبت ستاد «بزرگداشت هزاره‌ي شاهنامه و بزرگداشت مفاخر ايران» در معاونت فرهنگي شهرداري كرج با همكاري ديگر نهادهاي فرهنگي اين شهر تشكيل شده و قرار است از اوايل ارديبهشت‌ماه ويژه‌برنامه‌هاي فرهنگي متنوعي را در راستاي بزرگداشت فردوسي برگزار كنند.
آغاز به كار باشگاه دانش‌آموزي بنياد فردوسي در مؤسسه‌ي فرهنگي تربيتي حضرت زهرا (س) به منظور جذب دانش‌آموزان علاقه‌مند به فعاليت‌هاي هنري مرتبط با شاهنامه، برگزاري نمايشگاه دائمي هزاره‌ي گمشده به وسيله‌ي دانش‌آموزان، گشايش تالار ويژه‌اي براي داستان‌هاي شاهنامه، آموزش نقالي به دانش‌آموزان و اجراي نمايش‌هاي شاهنامه به زبان كودكانه در ايام نوروز از جمله برنامه‌هايي است كه به گفته‌ي موحدفرد، در راستاي بزرگداشت فردوسي تاكنون در شهر كرج برگزار شده است و همچنان ادامه دارد.
او همچنين درباره‌ي ويژه‌برنامه‌هاي شهر تهران به مناسبت بزرگداشت فردوسي گفت: اين ويژه‌برنامه‌ها از ابتداي ارديبهشت شروع مي‌شود و تا پايان آن ماه ادامه مي‌يابد.
به گفته‌ي دبيركل بنياد فردوسي، با همكاري مركز ايرانيان خارج از كشور و انجمن پاسداشت مفاخر ايران و نظارت بنياد فردوسي، دبيرخانه‌ي بزرگداشت هزاره‌ي شاهنامه راه‌اندازي شده است. اين دبيرخانه در بزرگراه صدر، كاوه‌ي شمالي، خيابان روشنايي شمالي، شماره‌ي 1 راه‌اندازي شده است و علاقه‌مندان براي همكاري مي‌توانند با شماره‌ي تلفن 1-22691430 تماس بگيرند.
او از جمله اهداف اين دبيرخانه را راه‌اندازي مراكز فرهنگي به نام شاهنامه و فردوسي در شهرهاي مختلف ايران عنوان كرد كه مجوزهاي لازم در اين خصوص گرفته شده است و اميد مي‌رود كه با همكاري نهادهاي غيردولتي هرچه زودتر آغاز به كار كنند.
موحدفرد اختصاص بخش ويژه‌ي دومين جشنواره‌ي تئاتر سوره به شاهنامه را از ديگر اقدامات بنياد فردوسي به منظور گراميداشت اين شاعر گران‌قدر عنوان كرد و گفت: در همان جشنواره در ساعت 16 روز پنجم ارديبهشت‌ماه در تالار اجتماعات دانشگاه سوره، مراسمي به مناسبت نكوداشت محمد چرم‌شير - نمايشنامه‌نويس و استاد دانشگاه - خواهيم داشت و به بررسي كتاب «روايت عاشقانه‌اي از مرگ در ارديبهشت» اين نويسنده مي‌پردازيم كه به موضوع فردوسي و شاهنامه اختصاص دارد.
دبيركل بنياد فردوسي همچنين اعلام كرد: جشنواره‌ي موسيقي هزاره‌ي شاهنامه از تاريخ 29 تا 31 ارديبهشت به مدت سه شب از ساعت 20:30 در فرهنگسراي ارسباران با حضور گروه‌هاي موسيقي سنتي و مقامي خراسان برگزار مي‌شود. همچنين با همكاري فرهنگسراي انديشه، نشست‌هاي باشگاه فردوسي با حضور شاهنامه‌پژوهان و نقالان هر هفته دوشنبه‌ها از ساعت 17 در تالار اجتماعات اين فرهنگسرا برپا مي‌شود. ضمن اين‌كه با همكاري خانه‌ي جهانگرد، نمايشگاه نگاره‌هاي شاهنامه‌هاي موزه‌هاي شهر تهران در نگارخانه‌ي موزه‌ي رضا عباسي تا پايان فروردين‌ماه داير است كه در اين نمايشگاه 30 تابلو به سفارش بنياد فردوسي به نمايش درآمده است. برپايي نشست پژوهشي در سراي اهل قلم نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران با موضوع شاهنامه‌نگاري و هنرهاي مرتبط با شاهنامه نيز از ديگر برنامه‌هاي اين بنياد به مناسبت بزرگداشت فردوسي است.
او درباره‌ي ديگر ويژه‌برنامه‌هايي كه به مناسبت بزرگداشت فردوسي در شهر تهران برگزار مي‌شود، گفت: با همكاري فرهنگستان هنر، بنياد رودكي و معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ويژه‌برنامه‌هاي ديگري در قالب برگزاري جشنواره‌هاي هنري گوناگون در نظر گرفته شده است كه به زودي اعلام خواهند شد.
دبيركل بنياد فردوسي ابراز اميدواري كرد كه مراكز فرهنگي مانند فرهنگسراي فردوسي، كتابخانه‌ي تخصصي شاهنامه و موزه‌ي شاهنامه با حمايت نهادهاي دولتي متولي در سال جاري راه‌اندازي شوند.
موحدفرد با انتقاد از نبود حمايت مالي نهادهاي دولتي از ويژه‌برنامه‌هاي بزرگداشت فردوسي، اظهار كرد: بنياد فردوسي همواره اعلام آمادگي كرده است كه مي‌تواند براي راه‌اندازي و گشايش مراكزي به نام فردوسي و شاهنامه همكاري كند.
او ادامه داد: ما پشتيباني مالي نداريم؛ اما بنياد فردوسي با دست‌ خالي و هزينه‌هاي شخصي اين برنامه‌ها را سامان مي‌دهد. بودجه‌ي دولتي براي اين برنامه‌ها اختصاص پيدا نكرده است و كمك‌هايي هم كه احيانا صورت مي‌گيرد، يك‌دهم مخارج حقيقي اين برنامه‌ها نيست. با اين‌كه بسياري از مسؤولان دولتي قول دادند و مصوبه‌هاي رسمي داشتيم؛ ولي متأسفانه بسياري از آن وعده‌ها دنبال نشد.
دبيركل بنياد فردوسي درباره‌ي راه‌اندازي جايزه‌ي جهاني و كتاب سال فردوسي گفت: پيشنهاد راه‌اندازي كتاب سال فردوسي از چندي پيش به معاونت فرهنگي ارشاد ارائه شده و همچنان در مرحله‌ي مذاكره است و بحث جايزه‌ي جهاني فردوسي نيز از سوي كميته‌ي ملي حافظه‌ي جهاني ايران براي ثبت به يونسكو ارائه شده است. ضمن اين‌كه متولي پيگيري اين جايزه سازمان اسناد و كتابخانه‌ي ملي است.
به گفته‌ي موحدفرد در محقق شدن هريك از اين خواسته‌ها نقش نمايندگي ايران در يونسكو تعيين‌كننده است؛ چراكه بايد بودجه‌ي مناسب براي اين كار را در نظر بگيرند. به اين معنا كه اگر يونسكو امري را ثبت مي‌كند، بودجه‌ي آن بايد از سوي كشوري كه پيشنهاد داده است، پرداخت شود.
او در پاسخ به انتقادهاي برخي از استادان دانشگاه نسبت به تعيين 25 اسفندماه به عنوان تاريخ دقيق پايان سرايش شاهنامه كه از سوي فريدون جنيدي مطرح شده بود، به ايسنا گفت: من از تاريخ اعلام‌شده توسط دكتر جنيدي دفاع مي‌كنم؛ چراكه اين پيشنهاد به درستي صورت گرفته است و اگر درست نبود، مورد تأييد يونسكو نيز واقع نمي‌شد.
او با بيان اين‌كه پرونده‌ي جهاني شاهنامه جزو بي‌سابقه‌ترين پرونده‌هايي بوده است كه مورد توافق همه‌ي كشورهاي عضو يونسكو قرار گرفته، اظهار كرد: تنها تاريخ‌نگاري دقيقي كه در 60هزار بيت شاهنامه انجام شده، دو بيت پاياني آن است كه اين دو بيت عبارت است از: سرآمد كنون قصه‌ي يزدگرد // به ماه سپندارمذ روز ارد // ز هجرت شده پنج هشتاد بار //كه پيوستم من اين نامه‌ي ناموار.
او ادامه داد: در اين دو بيت، فردوسي اشاره كرده است كه پايان‌بخش شاهنامه، داستان پيروزي مسلمانان بر پادشاه ايراني (يزدگرد) است و در مصراع دوم به تاريخ دقيق پايان سرايش شاهنامه اشاره مي‌كند. در اسپندارمذ (اسفندماه كنوني) شاهنامه به پايان رسيده است و با توجه به اين‌كه ما در گاه‌شمار باستاني ايراني روزهاي هفته را نداشتيم و هر روز با يك عنوان خاص نام‌گذاري مي‌شد، ما 12 جشن داشتيم كه بر اساس برابري آن روز با ماهي كه همنام آن بود، برگزار مي‌شدند.
به گفته‌ي موحدفرد، بيست‌وپنجم هرماه روز ارد نام‌گذاري مي‌شده است كه با اين توضيح، 25 اسفندماه هر سال سال‌روز پايان سرايش شاهنامه است. در بيت بعدي، فردوسي از گاه‌شمار قمري بهره برده و اشاره كرده است كه از هجرت پيامبر اسلام 400 سال گذشته است كه با برابري كه دكتر جنيدي انجام داد، مي‌بايست سال 388 هجري خورشيدي را با سال 400 هجري قمري برابر بدانيم؛ به همين‌رو پس از هزار سال در 25 اسفند 1388، شاهنامه فردوسي هزارساله شد.

تپه‌ي «ترخان‌آباد» در كردستان به توجه فوري مسؤولان نياز دارد

دبير انجمن دوست‌داران يادگارهاي تاريخي ايزيرتو گفت: محوطه‌ي باستاني «ترخان‌آباد» به‌عنوان يكي از محوطه‌هاي مهم دوره‌ي اسلامي در استان كردستان در معرض نابودي است. 

 
علي اسماعيل‌نژاد در گفت‌و‌گو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي وضعيت اين محوطه توضيح داد: از اين محوطه حفاظت نمي‌شود و ساخت‌وسازهاي شهر، عرصه را به تپه‌ي ترخان‌آباد تنگ كرده‌اند. بدنه‌ي تپه، برش‌هاي متعددي خورده است و هر روز حصار ساخت‌وسازها، اين محوطه‌ي فرهنگي را به سوي نابودي بيش‌تر مي‌برد.
وي با انتقاد از عملكرد اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري كردستان درباره‌ي اين محوطه و رسيدگي نكردن به وضعيت آن، بيان كرد: گودال‌هاي متعددي روي سطح اين محوطه ايجاد شده و درختان كم‌يابي كه در اطراف آن روييده و در نوع خود در منطقه كم‌نظير بودند، از بين رفته‌اند. سازمان‌هاي مربوط نيز هيچ اقدام عملي چشم‌گيري را براي حفظ اين ميراث گران‌بها انجام نداده‌اند.
او با تأكيد بر در معرض نابودي بودن اين تپه‌ي تاريخي در ميان ساخت‌وسازهاي شهرستان مريوان، افزود: تپه‌ي ترخان‌آباد نيازمند توجه فوري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. اين تپه در مريوان و در محله‌اي به همين نام واقع شده است و قدمت آن به دوران اسلامي مي‌رسد. تپه‌ي ترخان‌آباد تيرماه 1377 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد.
شهر مرزي مريوان در استان كردستان از نظر داشتن جاذبه‌هاي گردشگري در سطح كشوري جايگاه ويژه‌اي دارد كه از آن جمله مي‌توان از درياچه‌ي طبيعي زريوار نام برد.

۲۱ فروردین ۱۳۸۹

برگزار نشدن جشن ثبت جهاني سازه‌هاي شوشتر

مدير كل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در واكنش به اخبار منتشرشده درباره‌ي نقش اين سازمان در برگزار نشدن جشن سازه‌هاي آبي تاريخي شوشتر، گفت: سازمان ميراث فرهنگي نقشي در آماده نشدن شرايط برگزاري اين جشن نداشته و تمام برنامه‌ريزي اجرايي اين جشن برعهده‌ي شهرداري شوشتر و استانداري خوزستان بوده است. 

 
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، حسن محسني اظهار داشت: پس از ثبت جهاني سازه‌هاي آبي شوشتر، سازمان ميراث فرهنگي قصد داشت، مطابق روال خود، جشن باشكوهي را با حضور رييس‌جمهور در تهران برگزار كند، اما به‌دنبال درخواست مسؤولان استان، سازمان پذيرفت كه استان خوزستان و شهر شوشتر برگزاركننده‌ي اين جشن باشند.
وي ادامه داد: با وجود سپرده شدن مسؤوليت برگزاري جشن به مسؤولان استاني، رييس سازمان
ميراث فرهنگي اعلام كرد كه در حد امكان حاضر است، به برگزاري اين جشن كمك كند و در اين راستا 30 درصد هزينه را نيز تقبل كرد.
او با بيان اين‌كه به‌دنبال آماده نشدن شرايط برگزاري جشن در استان، برخي افراد به اين بحث دامن زدند و سازمان ميراث فرهنگي را مقصر دانستند، تصريح كرد: اين مباحث در حالي مطرح مي‌شود كه سازمان در تمام اين موارد، نقش نداشته است.
محسني اضافه كرد: ما هنوز هم اعلام مي كنيم كه اگر استان، آمادگي برگزاري جشن را ندارد، سازمان آمادگي دارد تا در يك مراسم باشكوه، جشن ثبت جهاني سازه‌هاي آبي شوشتر را به‌شكل ويژه برگزار كند.

كشف سازه‌اي 23هزار ساله در يونان

یك سازه‌ي 23هزار ساله‌ي سنگي كه براي حفاظت از بادهاي سرد ساخته شده است، در يونان كشف شد. 


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از دسيكاوري، قديمي‌ترين سازه‌ي ساخته‌ي بشر كه تا كنون در يونان كشف شده است، در غاري در مركز اين كشور پيدا شد. اين سازه‌ يك ديوار سنگي كوتاه است كه هزاران سال پيش براي حفاظت از ساكنان غار تئوپترا (Theopetra) در برابر بادهاي سرد ساخته شده است.
كاوش در اين غار از سال 1987 ميلادي آغاز شد. طبق يافته‌هاي ديرين‌شناسان، اين غار از 50هزار سال پيش تا پنج‌هزار سال قبل، محل زندگي انسان‌ها بوده است.
به گفته‌ي يكي از محققان، اهميت سازه‌ي جديد كشف‌شده در شناخت انسان‌هاي مدرن از سطح فن‌آوري مورد استفاده‌ي‌ انسان‌ها در آن دوران است.