‏نمایش پست‌ها با برچسب ایرانشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایرانشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

آرامگاه ظهیرالدوله



قبلا توی یکی از پستها در مورد گورستان ظهیر الدوله متنی گذاشته بودم.
http://royaye-30b.blogspot.com/2010/02/blog-post_1307.html

این هفته سری به آرامگاه ظهیر الدوله زدم.ارامگاه چه افرادی بزرگی اونجاست. قدم به قدم ، سنگ به سنگ نامها اشناست.


۳۱ فروردین ۱۳۸۹

عمارت سالار سعید - سنندج


یکی دیگر از جاهای دیدنی سنندج خانه سالار سعید است که تبدیل به موزه شده است.


اين ساختمان يکی از بناهای تاريخی استان کردستان است که تبديل به موزه سنندج شده است. اين عمارت در اواخر دوره ناصر الدين قاجار بنا شده است. روش و سبک ساخت آن تحت تاثير معماری دوره قجر بوده است. زيرزمين اين عمارت دارای حوضی می باشد و دارای سقفی گنبدی شکل است که به طرز زيبايی آزين شده است. اين بنا از سنگ، آجر و چوب با پشت بام شيروانی ساخته شده است. زيباترين و جالبترين قسمت ساختمان، پنجره های ارسی بزرگ هال می باشند که هفت در دارند و به خودی خود يک شاهکار هنری می باشند.
که این موزه شامل چند بخش است ؛ یک بخش پیش ازاسلام که شامل چندین اسکلت مربوط به قبل از میلاد و تعدادی از اشیا و وسایل سفالی وفلزی و غیره است . یک بخش هم بخش پس از اسلام است که ظروف چینی زیبایی از این دوره در این بخش وجود داره . یک بخش هم به مجسمه ها و ظروف شیشه ای معاصر اختصاص دارد.
این هم یه سری عکس از بخش های مختلف این موزه .


حیاط ورودی

موزه بخش پیش از اسلام




بخش ظروف دوره اسلامی




بخش ظروف و مجسمه های معاصر







سير تاريخي قهوه‌خانه از گذشته تا امروز

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ قدمت قهوه‌خانه‌ها به درستي در ايران مشخص نيست اما گفته مي‌شود که اين سنت از بيرون مرزهاي ايران وارد شده ولي به سرعت با آداب و سنن ايرانيان گره خورده و به يک فرهنگ قالب ملي درآمده است. برخي معتقدند که قهوه‌خانه‌ها از حدود 400 سال قبل در ايران شکل گرفته‌اند و نخستين‌بار در قزوين کار خود را آغاز کردند.
 
اما يکي از مهمترين استان‌هاي کشور در گسترش قهوه‌خانه‌ها اصفهان بوده است. زماني که پايتخت صفويان از قزوين به اصفهان منتقل مي‌شود، قهوه‌خانه‌ها نيز که محلي براي تجمع مردم و رد و بدل کردن اطلاعات و مباحث اجتماعي، سياسي و اقتصادي بود گسترش پيدا کردند و گفته مي‌شود که شاه عباس صفوي برخي مهمانان مهم خود را به قهوه‌خانه‌ها مي‌برده و آنجا پذيرايي مي‌کرد.
اما با آمدن پايتخت به تهران که در زمان آقا محمدخان قاجار انجام گرفت، قهوه‌خانه‌ها گسترش بيشتري پيدا کردند و طبقه اسناد تاريخي تعداد آن‌ها به مرز 4 هزار و 300 تا 4 هزار و 500 باب رسيد. اين تعداد براي شهري که حداکثر 250 هزار نفر جمعيت داشت، نشان از رونق و اهميت قهوه خانه در جامعه آن روزگار دارد.
در دوران ناصرالدين‌شاه زمينه‌اي براي گسترش بيشتر قهوه‌خانه‌ها در پايتخت بيشتر شد. قهوه خانه ها ابتدا در بازارها و در محله‌ها و در كنار مجموعه‌اي از واحدهاي صنفي مهم، مانند نانوائي، قصابي، بقالي، سبزي فروشي، حمام و ...، كه باهم بازارچه‌اي را در هر محله شهر شكل مي‌دادند، پديد آمد. پس از گذشت زماني كه جامعه پذير گشت، در هر خيابان و محله شهر و در محلهاي تجمع پيشه‌ها، كارگاههاي صنعتي، كارخانه‌ها، مسافرخانه‌ها، و بعدها در اطراف گاراژهاي مسافربري و در مدخل شهرها و پيرامون دروازه‌ها و منزلگاههاي ميان شهري، قهوه خانه‌هائي در جنب يكديگر، يا با فاصله‌هاي دور و نزديك، ساخته شد.
در جامعة سنتي قديم، زورخانه نهادي مقدس براي پروردن تن و اندام و نيرومند كردن انديشه و اخلاق بود. پس از جا افتادن قهوه خانه در ميان مردم، زورخانه و قهوه خانه دو نهاد پيوسته و نزديك به هم را در راه تقويت روحيه ملي و مذهبي مردم در جامعه شكل دادند. فضاي زورخانه و قهوه خانه هر دو از هواي عطرآگين و نيروبخش خصلتهاي پهلواني و سلحشوري و رفتار و اخلاق جوانمردي و ايثارگري آكنده بود. در و ديوار ساختمان زورخانه و قهوه خانه با نقش و نگارهائي از پيكرة پهلوانان اساطيري و حماسي و ملي و مذهبي و صورت شاهان افسانه‌اي و تاريخي و پهلوانان و جوانمردان جامعه پوشيده بود. سردم نشين زورخانه مرشدي بود كه پيمانه‌هاي شعرش را از چشمة فياض شاهنامه و مهر شاه مردان امير مؤمنان پر مي‌كرد و به پهلوانان مي‌نوشانيد. نقال قهوه خانه نيز مرشدي بود كه حلقه نشينان شتاق پاي سردم را با آب زلال همين سرچشمه هاي زايا، يعني داستانهاي حماسي ملي و ديني، شستشو مي‌داد. زورخانه كاران و قهوه خانه نشينان چشم وگوششان پيوسته با شكل و شمايل پهلوانان تاريخ قومي و ديني و وصف بيان دلاوريها و مردانگيهاي حماسه سازان در تماس بود و هر چه ‌مي‌ديدند و مي‌شنيدند قصة قهرمانيها و رادمرديها بود و بس.
زورخانه كاران و قهوه خانه روها (بعد از اين كه قهوه خانه به مرور نهادي همگاني و مردمي شد) همه اهل پيشه بودند و به تودة مردم كوچه و بازار تعلق داشتند. پيشه وراني بودند از جمع بزاز، حلاج، دباغ، نداف، كفاش، نقاش، كلاهدوز، سلاخ، كله پز، نانوا، ماست بند، مسگر،رزاز، نجار، آهنگر، قفل ساز، خياط، صحاف، قناد، طواف، خراط و ... اين مردان در گود زورخانه تن را با «ميل» و «كباده» و «سنگ» و «تخته شنا» و روان را با آداب و اخلاق جوانمردي ورز مي‌دادند، و در عرصه‌ي قهوه خانه انديشه را با شعر و قصه و داستان و بازگوئي و تكرار داستان نبردهاي رستم دستان با پهلواناني چون اسفنديار و سهراب، و جنگهاي امير مؤمنان با اهريمنان دين و مذهب مي‌پروردند.
بعضي از قهوه خانه‌ها را قهوه چياني مي‌گرداندند كه از پهلوانان و ورزشكاران باستاني كار زورخانه، و از دسته لوطيان جوانمرد و فتيان ايثارگر يا از پا افتادگان زورخانه به شمار مي‌رفتند. شماري از نقالان و شاهنامه خوانان و سخنوران و غزل خوانان قهوه خانه‌ها وابسته به سلسله‌هاي فقر و درويشي و شماري از آنان از پهلوانان گود زورخانه و بيشترشان اهل پيشه و كسب بودند. از اين روست كه مي‌بينيم زورخانه و قهوه خانه در جامعه سنتي ايران همسو با هم در راه آموزش مباني اخلاق پهلواني و خصلتهاي جوانمردي به مردم گام مي‌سپرده‌اند.
قهوه خانه در جامعه ايران، تحول و دگرگوني بزرگي در شكل گردهمائيهاي مردم و شيوة گذراندن اوقات فراغت و نوع سرگرميهاي آنان فراهم آورد. مردم از هر قشر و گروه هر روز پس از دست كشيدن از كار روزانه، و در ايام و اوقات بيكاري در قهوه خانه ها جمع مي‌شدند و ساعتها به گفتگو باهم و تبادل نظر دربارة كارهاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي مي‌پرداختند. اهل حرف و صنعتگران و كارورزان بعضي از قهوه خانه ها را پاتوغ صنفي خود كرده بودند و در تجمعهايشان مسائل صنفي و شغلي را در ميان مي‌گذاشتند و به كاريابي و كار راه اندازي مي‌پرداختند. مردم بسياري از گرفتاريهاي خانوادگي و محلي و مسائل مادي خود را در نشستهاي دوستانه‌اي كه در قهوه خانه ها ترتيب مي‌دادند مطرح و گره گشائي مي‌كردند. در مجالس شبانة قهوه خانه، به خصوص شبهاي ماه رمضان كه آئينهاي سخنوري و مرثيه سرائي و نقالي و شاهنامه خواني و بازيهاي قهوه خانه اي در آنها برگزار مي‌شد، معمولاً جمع زيادي از اهالي محل و مردم محله‌هاي ديگر شركت مي‌كردند و در يك محفل انس و دوستي و فضاي فرهنگي و ادبي باهم ارتباط برقرار مي‌كردند. به اينگونه بود كه قهوه خانه‌ها به صورت يك نهاد اجتماعي- فرهنگي درآمد و مكتب و مدرسه‌اي شد براي پرورش استعدادهاي ادبي و هنري و آموزش فرهنگ و ادب سنتي به عامه مردم جامعه.
در نهاد قهوه خانه دو مكتب مهم از هنرهاي كلامي و تجسمي، يعني نقالي و سخنوري (هنر كلامي) و نقاشي (هنر تجسمي) رشد و بالندگي يافت و در هريك از اين هنرها هنرمندان بزرگي تربيت شدند.
كار نقالي و سخنوري و نقاشي در قهوه خانه ها چنان رونق گرفت كه بسياري از استعدادهاي ادبي و هنري را از ميان تودة مردم به خود جذب كرد. نقالان از راه داستانسرائي و شاهنامه خواني و نقاشان قهوه خانه از طريق به تصوير در آوردن نقشهاي قهرمانان حماسي و مذهبي و وقايع اسطوره‌اي و تاريخي، و سخنوران با ترتيب مجالس شعرخواني و مناظره، نقش بزرگ و مهمي در آشنا كردن مردم با ميراث فرهنگي و ادبي ايران از دوره‌هاي باستاني و اسلامي داشتند. نهاد قهوه خانه توانست اين يادمانها را تا چند دهة پيش در جامعة ايران و ميان عامه مردم زنده و پايدار نگهدارد.
گروه نقالان و سخنوران و نقاشان تا بودند همچون يك وسيلة ارتباطي نيرومند در جامعة سنتي ما عمل مي‌كردند و با توش و توان خود رشته‌هاي پيوند تاريخي- فرهنگي را از راه ابلاغ معارف قومي و مذهبي به صورتهاي گوناگون در ميان نسلها استوار و محفوظ نگه مي‌داشتند. از زمان توسعة بده بستانهاي تجاري و صنعتي و فرهنگي ايران با كشورهاي خارج، به خصوص كشورهاي اروپائي و گسترش نظام ارتباطات سمعي و بصري در جامعه‌هاي شهري، و ورود راديو و تلويزيون به قهوه خانه ها اين نهاد اجتماعي و فرهنگي اندك اندك اعتبار و ارزش پيشين خود را از دست داد.
 اين زمان قهوه خانه رشته‌هاي پيوند فرهنگي خود را با گذشته و سنتهاي گذشتگان گسسته است. عاملان انتقال فرهنگ و هنركهن، يعني شاهنامه خوانان و نقالان شيرين سخن قصه گو، و سخنوران خوش قريحة شعردان و نقاشان چيره دست نقش پرداز از اين مدرسه و مكتب بيرون رانده شده‌اند. در نتيجه قهوه خانه به صورت واحدي بي هويت درآمده و از بار اجتماعي فرهنگي نيرومند گذشته تهي گشته است. امروزه بيشتر قهوه خانه هاي ما دكه‌اي شده‌اندبراي لميدن و خور و نوش و دود و دم و كارهاي ديگر.

۲۹ فروردین ۱۳۸۹

باغستان قزوين؛ پايان نيم قرن بي‌مهري

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ باغستان قزوين که از آن به عنوان يکي از منحصر به فردترين باغات کشور نام مي‌برند، پس از تحمل بيش از 50 سال بي‌مهري و تعرضات شهري، دوباره مورد توجه قرار گرفته است. اين باغستان بخشي از تاريخ و ميراث کشاورزي قزوين محسوب مي‌شود که اين شهر را به باغ‌شهري بزرگ تبديل کرده است.
 
 
 به گزارش CHN باغستان قزوين زماني دور تا دور اين شهر تاريخي را احاطه كرده بود، اما با گسترش فضاهاي شهري و ساخت و سازهاي غيرکارشناسانه، مورد هجوم قرار گرفت و بخشي از آن تخريب شد.
باغ هاي سنتي قزوين كه از آن به عنوان باغستان قزوين ياد مي شود به نحوي كالبد كلي شهر را در بر مي گرفت و از هر چهار طرف قزوين را احاطه مي كرد. اين باغ ها در گذشته از يك سو عملكرد اقتصادي داشته و از سويي مورد بهره برداري كشاورزان قرار مي‌گرفت. گفته مي‌شود که اين باغ‌ها وسعت زيادي داشتند و حتي جانوراني در آن زندگي مي‌کرند.
«ناصر عظيمي»، عضو کميته احياء باغستان قزوين دراين‌باره مي‌گويد: «باغستان قزوين حدود 3 هزار هکتار وسعت دارد و گفته مي‌شود که خاک‌ آن از حاصلخيزترين خاک‌هاي کشاورزي و باغ‌داري است. بر اساس اين خاک حاصلخيز مرمت و احياء بخش‌هاي آسيب‌ ديده باغستان نيز برگشت‌پذير است.»
وي گفت: «اکنون طي تشکيل يک کميته فني طرح احياء باغستان قزوين در دست پيگيري است. در حدود 60 سال گذشته به دليل اجرايي شدن برخي طرح‌هاي دولتي و عدم کارشناسي طرح‌ها اين باغستان مورد بي‌مهري واقع شده و حتي برخي از شريان‌هاي آب‌رساني آن نيز از بين رفت.»
به گفته وي در حال حاضر روند تخريب کند شده و طي 5 سال گذشته با دادن اعتبارات ميلياردي مانع از نابودي کامل باغستان قزوين شده‌اند. همچنين با اعتبارات ساماندهي، فعاليت‌هايي در جهت احياء و حفاظت از اين باغ آغاز شده است.
عظيمي با اشاره به مالکين اين باغ‌ها گفت: «باغستان قزوين مالکين خصوصي زيادي دارد. با مرگ بزرگان هر خانواده، تعداد وراث اين باغستان‌ها هم افزايش يافته که هر کدام سليقه خاص خود را دارند. از سوي ديگر عقايدشان هم در نگهداري از باغ متفاوت است و اين موضوع نياز به فرهنگ‌سازي دارد تا اين باغستان زنده بماند.»
ايجاد تشکل‌هاي تازه در جهت حمايت از محيط زيست و ميراث فرهنگي و همچنين ساماندهي و ايجاد انگيزه در تشکل‌هاي موجود از ديگر فعاليت‌هاي کميته نجات بخشي باغستان قزوين بوده است.
عظيمي مي‌گويد: «تا کنون بسياري از علاقه‌مندان به اين موضوع را شناسايي کرديم و در آن‌ها ايجاد انگيزه شده است. اما باغستان قزوين فراتر از اين فعاليت‌ها نياز به توجه مدام و ويژه مسئولاني چون استانداري قزوين و شهرداري اين شهر تاريخي دارد.»
عظيمي با نگاهي به تعاريف باغ ايراني، معتقد که باغستان قزوين را نمي‌توان باغ ايراني ناميد. زيرا باغ ايراني با تعاريف خودش مانند باغ فين کاشان يا باغ شازده و سعادت‌آباد شناخته شده و اين در حالي است که باغستان قزوين، باغ شهري بزرگ است. گفته مي‌شود زماني که ناصرالدين‌شاه به سفر فرنگ مي‌رود، به وي باغي نشان مي‌دهند اما ناصرالدين‌شاه تعجب نمي‌کند. از او مي‌پرسند که چرا متعجب نشدي و حتي عکس‌العملي نشان ندادي؛ ناصرالدين‌شاه در جواب مي‌گويد که من شهري در داخل باغ دارم که از باغ شما زيباتر و بزرگتر است.
قزوين باغ‌شهري بزرگي بوده که گفته مي‌شود با درشکه حدود 7 تا 8 کيلومتر را مي‌پيمودند تا از ميان باغ به داخل قزوين وارد شوند. امروز به دليل ساخت و سازها و گسترش شهر، اين فاصله اندک شده است.
عظيمي با بيان اين موضوع که باغستان قزوين در ميان باغ‌هاي ايراني منحصر به فرد است مي‌گويد: «در پي تحقيقاتي که به منظور احياء باغستان قزوين انجام گرفت، بازديد‌هايي از باغ‌هاي زيادي مانند قصر و دشت شيراز يا چادگان اصفهان که مدعي مشابهت با باغستان قزوين بودند شد. اما به جرات مي‌توان گفت که نه تنها شباهتي با اين مجموعه عظيم شهري نداشتندکه حتي با تعاريفي که براي شناختن باغستان قزوين ارائه شده نيز مطابقت نمي‌کردند. بر همين اساس مي‌توان گفت که باغستان قزوين، باغي منحصر به فرد در کشور است.»
آبياري باغستان قزوين يکي از شگفتي‌هاي آن محسوب مي‌شود. سابقه قوانين آبياري و آبرساني در قزوين به قرن 8 ه.ق باز مي‌گردد. اين قوانين را روي پوست آهو تنظيم کرده‌اند و نقض آن باعث کشته شدن حتي فرزندان شده است. گفته مي‌شود که قوانين آبياري باغستان با دقت خيلي زيادي از سوي مالکين باغ‌ها به مرحله اجرا در مي‌آمده است. بر اساس اين قوانين که مشابه آن ديده نشده، ميزان آبرساني به هر باغ از 15 دي‌ماه تا اواخر خرداد مشخص شده است.
به گفته عظيمي از سوي ديگر آبياري باغستان قزوين باعث آب‌خوان‌داري 3 هزار هکتار زمين نيز مي‌شود. در واقع سيستم آبياري اين باغستان به شکلي تنظيم شده که علاوه بر سيراب کردن زمين‌هاي باغ، سفره‌هاي زيرزميني را نيز پر آب نگه مي‌دارد.
عظيمي با اشاره به اهميت آبياري باغستان قزوين مي‌گويد: «حمايت از سيستم آبياري باغستان قزوين مي‌تواند ميلياردها هزينه وزارت نيرو را کاهش دهد اما اين وزارت‌خانه تا کنون کمکي به احياء باغستان قزوين نکرده و شايد اين نياز که همه مسئولان، اعم از استاني و کشوري مانند وزارت نيرو، سازمان محيط زيست، ميراث فرهنگي و ... بايد در حمايت و احياء اين باغستان همراهي کنند، احساس شده است.»
به دليل حاصلخيز بودن خاک باغستان قزوين، محصولات آن نيز کيفيت بالايي دارد. پسته، آلو، انگور، بادام، گردو و زردآلو از جمله محصولات شناخته شده باغستان قزوين است. به دليل کيفيت محصولات اين باغستان، از آن به عنوان بانک ژن کشاورزي نيز ياد مي‌شود. خاک اين منطقه به دليل انباشت‌هاي رودخانه‌اي همواره مورد توجه باغ‌دار‌ها بوده است.
در پي اقدامي از سوي ايکوموس، سال 2010 به عنوان سال ميراث کشاورزي نام‌گذاري شده است. همچنين قرار است طي پرونده‌اي باغ‌هاي ايراني در فهرست ميراث جهاني يونسکو نيز به ثبت برسد.

۱۹ فروردین ۱۳۸۹

خانه کرد - قسمت دوم

امروز قصد ادامه معرفی بخش های مختلف خانه کرد یا عمارت آصف در سنندج رو دارم.

بخش مشاهیر کرد که مجسمه مشاهیر کرد در آن قرار دارد. مشاهیر از جمله مظهر خالقی خواننده فولکلور ، صلاح الدین ایوبی ،ملا حسین حزین خطاط ،ملک الکلام ادیب ، محمد قاضی مترجم ،امان الله خان والی کردستان ،مظفر پرتوما فیزیکدان و افراد به نام دیگر کرد .



یه بخش جالب دیگه این موزه که من خیلی خوشم اومد بخش پوشاک هست . در این بخش لباسهای محلی زنان و مردان مناطق مختلف کرد نشین قرار داده شده است .






 بخش زیور آلات به معرفی انواع مختلف زیور آلات میپردازد .


بخش دیگری از موزه به معرفی کارهای مختلف از قبیل سوارکاری ، سبد بافی ، شال بافی ، خرمن کوبی و... میپردازد . 


در این موزه بخشی هم به آثار استاد بهزادیان اختصاص داده شده است.کارهای بسیار زیبای چوبی.


۱۸ فروردین ۱۳۸۹

خانه کرد در سنندج

خانه كرد موزه مردم شناسی مناطق كردنشین و بزرگترین موزه مردم شناسی مربوط به یك قوم در كشور ایران است . این موزه در خیابان امام خمینی (ره) شهر سنندج واقع شده است . این موزه در عمارت آصف دایر گردیده و این عمارت یكی از بزرگترین عمارت های اعیانی شهر سنندج است كه دارای ارزش های ویژه معماری از لحاظ آجر كاری و گچبری واروسی سازی است و حمام آن زیباترین حمام خصوصی در بین حمام های سنندج می باشد . بنای اولیه این عمارت در دوره صفویه بوده و در دوره های قاجار و پهلوی تكمیل شده است .


این موزه دارای بخش های بسیار متنوعی هست . در ابتدای ورود حیاط مستخدمین قرار دارد.




پس از آن حمام خانوادگی آصف واقع شده است .






بعد بخش موزه مردم شناسی هست که به نظر من خیلی موزه جالبی بود و بخش های بسیار متنوعی هم دارد .

 بخش اتاق نشیمن شهری که در آن یک خانواده شهر نشین نشون داده میشه .
بخش اتاق نشیمن روستایی .




کارگاه قالی بافی 




چون تعداد عکسها زیاده بقیه مطلب در پستهای بعد ارسال میشود .
استفاده از عکسها تنها با ذکر نام و ادرس وبلاگ رویای سیب مجاز می باشد .