BRAIN DAMAGING HABITS
رفتارهاي مخرب مغز:
1. No Breakfast
1.نخوردن صبحانه
People who do not take breakfast are going to have a lower blood sugar level. This leads to an insufficient supply of nutrients to the brain causing brain degeneration.
كساني كه صبحانه نمي خورند قند خونشان به سطح پائينتري افت مي كند. اين امر باعث تامين نامناسب مواد غذائي براي مغز و در نتيجه افت فعاليت مغزي مي شود.
2 . Overeating
2. پرخوري
It causes hardening of the brain arteries, leading to a decrease in mental power.
اين امر باعث تصلب شرائين (سختي ديواره رگهاي) مغز شده و منجر به كاهش قدرت ذهني مي شود.
3. Smoking
3- دخانيات
It causes multiple brain shrinkage and may lead to Alzheimer disease.
اين امر باعث كوچك شدن چند برابري مغز و منجر به آلزايمر مي شود.
4. High Sugar consumption
4. استفاده زياد قند و شكر
Too much sugar will interrupt the absorption of proteins and nutrients causing malnutrition and may interfere with brain development.
استفاده زياد قند و شكر جذب پروتئين و مواد غذائي را متوقف مي كند و منجر به سوء تغذيه و احتمالا اختلال در رشد مغزي خواهد شد
5. Air Pollution
5. آلودگي هوا
The brain is the largest oxygen consumer in our body. Inhaling polluted air decreases the supply of oxygen to the brain, bringing about a decrease in brain efficiency.
مغز بزرگترين مصرف كننده اكسيژن در بدن ماست. دميدن هواي آلوده باعث كاهش اكسيژن تاميني مغز شده و منجر به كاهش كارآيي مغز مي شود.
6 . Sleep Deprivation
6. كمبود خواب
Sleep allows our brain to rest.. Long term deprivation from sleep will accelerate the death of brain cells..
خواب به مغزمان اجازه استراحت مي دهد. دوره طولاني كاهش خواب منجر به شتاب گيري مرگ سلولهاي مغزي خواهد شد.
7. Head covered while sleeping
7. پوشاندن سر به هنگام خواب
Sleeping with the head covered increases the concentration of carbon dioxide and decreaseconcentration of oxygen that may lead to brain damaging effects.
خوابيدن با سر پوشيده باعث افزايش تجمع دي اكسيد كربن و كاهش تجمع اكسيژن شده و منجر به تأثيرات مخرب مغزي خواهد شد.
8. Working your brain during illness
8.كار كشيدن از مغزتان در هنگام بيماري
Working hard or studying with sickness may lead to a decrease in effectiveness of the brain as well as damage the brain.
كار سخت يا مطالعه در زمان بيماري ممكن است منجر به كاهش كارآئي مغز و در نتيجه صدمه مغزي شود
9. Lacking in stimulating thoughts
9.كاهش افكار مثبت
Thinking is the best way to train our brain, lacking in brain stimulation thoughts may cause brainshrinkage.
فكر كردن بهترين راه براي تمرين دادن به مغزمان است. كاهش افكار مثبت مغزي ممكن است باعث كوچك شدن مغز شود.
10. Talking Rarely
10. كم حرفي
Intellectual conversations will promote the efficiency of the brain
مكالمات انتزاعي منجر به رشد كارآئي مغز خواهد شد.
The main causes of liver damage are:
عوامل اصلي صدمات كبد عبارتند از:
1. Sleeping too late and waking up too late are maincause.
1. عامل اصلي خيلي دير خوابيدن و خيلي دير بيدار شدن است.
2. Not urinating in the morning.
ادرار نكردن در صبح
3 . Too much eating.
پرخوري
4. Skipping breakfast.
ترك صبحانه
5. Consuming too much medication.
مصرف بيش از حد داروها
6. Consuming too much preservatives, additives, food coloring, and artificial sweetener.
مصرف بيش از حد [مواد غذائي محتوي] نگهدارنده ها، افزودني ها [ي غير طبيعي]، رنگهاي خوراكي، و قندهاي مصنوعي
7.. Consuming unhealthy cooking oil.
مصرف روغن هاي پخت و پز ناسالم
As much as possible reduce cooking oil use when frying, which includes even the best cooking oils like olive oil. Do not consume fried foods when you are tired, except if the body is very fit.
تا آنجا كه ممكن است ازاستفاده از روغن هاي پخت و پز جهت سرخ كردن بكاهيد، حتي بهترين روغن ها مثل روغن زيتون. وقتي حال نداريد از مصرف غذاهاي سرخ شده بپرهيزيد اگرچه از اندام متناسبي برخورداريد.
8. Consuming raw (overly done) foods also add to the burden of liver.
8. مصرف غذاهاي نيم پز(فرآوري شده) نيز كاركبد را زياد مي كند.
Veggies should be eaten raw or cooked 3-5 parts. Fried veggies should be finished in one sitting, do not store.
سبزيجات مي بايست خام خورده شوند و در صورت پختن بايست 3-5 نوبت خورده شود. سبزيجات سرخ شده مي بايست در يك وعده خورده شود، از نگهداري آنها بپرهيزيد.
We should prevent this without necessarily spending more. We just have to adopt a good daily lifestyle and eating habits. Maintaining good eating habits and time condition are very important for our bodies to absorb and get rid of unnecessary chemicals according to 'schedule..'
اين پيشگيري ها نياز به خرج اضافي ندارد. فقط بايد رابطه مان را با سبك زندگي و رفتارهاي غذائي سالم خوب كنيم. اصلاح رفتار عذائي سالم و شرايط زماني جهت جذب [مواد غذائي] و خلاص شدن از مواد شيميايي غير ضروري برابر برنامه زمانبندي شده براي بدنمان خيلي مهم است .
The top five cancer-causing foods are:
پنج عامل اصلي غذائي موثر در سرطان عبارتند از:
1.. Hot Dogs
1.هات داگ (سوسيس)
Because they are high in nitrates, the Cancer Prevention Coalition advises that children eat no more than 12 hot dogs a month. If you can't live without hot dogs, buy those made without sodium nitrate.
بخاطر اينكه آنها مقدار زيادي نيترات دارند، ائتلاف پيشگيري از سرطان توصيه كرده كه بچه ها بيشتر از 12 هات داگ (سوسيس) در ماه نخورند. اگه بدون هات داگ (سوسيس) نمي توانيد زندگي كنيد، هات داگ هاي بدون نيترات سديم بخريد.
2. Processed meats and Bacon
2. گوشتهاي فرآوري شده و بيكن
Also high in the same sodium nitrates found in hot dogs, bacon, and other processed meats raise the risk of heart disease.. The saturated fat in bacon also contributes to cancer.
همانقدر كه نيترات هاي سديم در هات داگها شناسائي شده در بيكن و ساير گوشتهاي فرآوري شده نيز وجود دارد كه خطر بيماري هاي قلبي را افزايش مي دهد. همچنين چربي هاي اشباع شده موجود در بيكن منجر به سرطان خواهد شد.
3. Doughnuts
دونات ها (پيراشكي)
Doughnuts are cancer-causing double trouble.. First, they are made with white flour, sugar, and hydrogenated oils, then fried at high temperatures.. Doughnuts may be the worst food you can possibly eat to raise your risk of cancer.
دوناتها نيز عامل سرطاني هستند، آنها از آرد سفيد، شكر، روغنهاي هيدروژنه كه در دماي بالا سرخ مي شوند ساخته شده است. دوناتها ممكن است بدترين غذائي باشد كه ممكن است بخوريد و خطر سرطان را افزايش دهد..
4. French fries
4. سيب زميني سرخ كرده
Like doughnuts, French fries are made with hydrogenated oils and then fried at high temperatures. They also contain cancer- causing acryl amides which occur during the frying process. They should be called cancer fries, not French fries.
مانند دوناتها، سيب زميني سرخ كرده نيز بوسيله روغنهاي هيدروژنه اي و در دماي بالا تهيه مي شود. همچنين حاوي آكريل آميدهايي هستند كه در خلال فرآيند سرخ شدن تشكيل شده است. آنها نيز بايد سرطان سرخ كرده ناميده شود، نه سيب زميني سرخ كرده.
5. Chips, crackers, and cookies
چيپس ها، بيسكوئيت هاي كراكر، و كلوچه ها
Even the ones whose labels claim to be free of trans-fats generally contain small amounts of trans-fats.
حتي آنهايي كه روي پاكتشان نوشته شده بدون چربي هاي ترانس عموما حاوي اندكي چربي هاي ترانس هستند
۴ فروردین ۱۳۸۹
وجود دائرهالمعارف نوروز ضروري است
احمد وكيليان: بيش از 1000 كتاب درباره نوروز وجود دارد از اين رو تدوين و نگارش دائرهالمعارفي درباره اين جشن باستاني ضروري است.
برگزاري ميراث فرهنگي- گروه فرهنگ و هنر- احمد وكيليان،مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه، نوروز را يكي از بزرگ ترين جشن هاي آغاز سال نو در ميان همه ملت هاي جهان و ماندگارترين جشن باستاني مي داند و مي گويد:در اوستا، شاهنامه فردوسي و «آثار الباقيه» ابوريحان بيروني، قديمي ترين كتاب هايي هستند كه به نوروز پرداخته اند؛ حتي در جلد 14«بحارالانوار» اثر علامه مجلسي هم به روايات اسلامي درباره نوروز توجه شده است.
وي به آثار متاخر درباره نوروز اشاره مي كند:«آداب و رسوم نوروزي در شهرهاي خراسان،اصفهان،كاشان» از بهرام فره وشي و«گاه شماري جشن هاي ايران باستان» هاشم رضي از آثاري هستند كه درباره نوروز نوشته شده؛ چند سال پيش هم ، پژوهشكده مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي،«كتاب شناسي نوروز» را به كوشش نادر كريميان سردشتي و عليرضا عسگري چاوردي منتشر كرد و همه اينها ما را بر اين مي دارد كه به گردآوري دائره المعارفي درباره نوروز همت كنيم.
وكيليان،نوروز را روز صلح مي داند و مي گويد:سازمان ملل هم جشن نوروز را يكي از كهن ترين جشن هاي جهان و روز صلح بوده است.در سند سازمان ملل هم آمده كه بيش از 10 كشور در برپايي اين جشن،سهيم هستند و آن را پاس مي دارند و همه اينها دليل و مدركي بر دوام نوروز و ضرورت وجود يك دائره المعارف درباره آن است.
نوروز،جشن نوزايي طبيعت است
علي بلوكباشي،مردم شناس و نويسنده كتاب«نوروز،جشن نوزايي آفرينش» مي گويد: نوروز به بيان ابوريحان بيروني، روز نوزايي و آفرينش است و روزي است كه همه چيز تر و تازه مي شود.او به چهار آيين نوروزي در چهار مرحله اشاره مي كند و مي افزايد:نخستين بخش از اين مراسم به پيش از نوروز برمي گردد و از تغيير طبيعت سخن مي گويد.نوروزخواني و آتش افروز و حاجي نوروز از جمله آيين هايي هستند كه پيش از نوروز به اجرا در مي آيند.
دومين مرحله،آيين نوشدگي سال است و پس از آن مراسمي است كه طي 12 روز عيد اجرا مي شود چراكه سال،12 ماه را دربرمي گيرد و آخرين مرحله به سيزدهمين روز نوروز اختصاص دارد.روزي كه مردم به دل طبيعت مي روند.
به باور بلوكباشي،نوروز را از دو منظر تاريخي و اسطوره اي مي توان مورد بررسي قرار داد.بخش اسطوره اي نوروز به دوره پيشدادي برمي گردد و جمشيد،چهارمين پادشاه پيشدادي را بنيان گذار نوروز مي داند.ابن بلخي نيز به افسانه برتخت نشستن جمشيد اشاره مي كند و آن را نوروز مي داند.
او نوشدن طبيعت را راز ماندگاري نوروز مي داند و مي گويد:در آستانه سال نو،ساكنان هرخانه اي به گردگيري و شست و شو مي پردازند چراكه فكر مي كنند ارواح خبيث و زيانكار،در كثافت و سياهي لانه مي كنند.
بزرگترين سفره هفت سين ايراني در سعد آباد
مراسم رونمايي از بزرگترين سفره هفت سين تاريخ ايران، آغازگر جشنواره بهار تهران به شمار ميآيد كه طي مراسمي در شب تحويل سال انجام گرفت.
در اين مراسم با به پرواز درآوردن 7 كبوتر به نشانه آزادي و آرامش و نيز بريده شدن كيك دوستي بعنوان نمادي از صلح ، رونمايي از بزرگترين سفره هفت سين تاريخ كشور انجام گرفت.
برنامه مذكور با استقبال مردم و نيز رسانههاي داخلي و خارجي مواجه و سبب شد مسؤولان اين امر رسالت خود را در معرض كهنترين آيين ايران باستان و نمادي از مهر و عطوفت ايرانيان به سر منزل مقصود برسانند.
گفتني است جشنواره بهار تهران شامل برپايي نمايشگاه گردشگري و برنامههاي مفرح، همه روزه تا 11 فروردين ماه سال 89، از ساعت 16 الي 21 پذيراي مسافران نوروزي است.
محسن گلستاني سازنده بزرگترين هفت سين تاريخ ايران است که تاکنون آثار بسياري در داخل و خارج از کشور خلق کرده است.
معاون هنرهاي سنتي و صنايعدستي استان تهران با اشاره به اينکه بازارچهاي از هنرهاي سنتي و صنايعدستي نيز همزمان با رونمايي از بزرگترين هفت سين تاريخ ايران راهاندازي ميشود، ادامه داد: 10 صنعتگر برتر تهراني در اين بازارچه به عرضه توليدات خود ميپردازند.
وي در خصوص رشتههاي انتخاب شده براي حضور در اين بازارچه، تصريح کرد: البسه محلي، تراش روي شيشه، نقاشي روي چرم، نگارگري، خاتم کاري در اين بازارچه عرضه ميشوند.
اين مقام مسئول تأکيد کرد: مينا کاري، قلمزني روي فلز، نقاشي روي پارچه، سراجي سنتي و دوختهاي سنتي از ديگر هنرهاي سنتي و صنايعدستي هستند که در اين بازارچه به معرض نمايش گذاشته ميشوند.
معاون هنرهاي سنتي و صنايعدستي استان تهران با اشاره به اينکه بازارچهاي از هنرهاي سنتي و صنايعدستي نيز همزمان با رونمايي از بزرگترين هفت سين تاريخ ايران راهاندازي ميشود، ادامه داد: 10 صنعتگر برتر تهراني در اين بازارچه به عرضه توليدات خود ميپردازند.
وي در خصوص رشتههاي انتخاب شده براي حضور در اين بازارچه، تصريح کرد: البسه محلي، تراش روي شيشه، نقاشي روي چرم، نگارگري، خاتم کاري در اين بازارچه عرضه ميشوند.
اين مقام مسئول تأکيد کرد: مينا کاري، قلمزني روي فلز، نقاشي روي پارچه، سراجي سنتي و دوختهاي سنتي از ديگر هنرهاي سنتي و صنايعدستي هستند که در اين بازارچه به معرض نمايش گذاشته ميشوند.
اسرار مثلث برمودا
در اقيانوس اطلس، منطقه شگفت انگيزي وجود دارد كه تاكنون، تعداد زيادي از هواپيماها و كشتي ها، بي آنكه نشانه اي از خود برجاي گذارند، به طرز اسرارآميزي در آنجا ناپديد شده اند.
اين منطقه مرگبار كه اصطلاحا «مثلث برمودا» يا «مثلث شيطان» ناميده مي شود، از شمال به جزيره «برمودا» از باختر به « فلوريدا» و از سوي خاور به نقطه اي از اقيانوس اطلس محدود ميشود. حوادث شگفت انگيزي كه در اين نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و كاوش بپردازند و در رابطه با اين حوادث، نظريات گوناگون ارائه دهند، ولي اين كوشش ها، تا كنون كمكي به حل معما نكرده است.
در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانويه 1948 هواپيماي بزرگ چهار موتوره بريتانيا موسوم به « استار تايگر» هنگامي كه با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز مي كرد، ناگهان به طرز اسراراميزي ناپديد شد و ديگر هيچ خبري از آن به دست نيامد.
چند دقيقه قبل، تنها يك پيام راديويي از خلبان هواپيما دريافت شده بود كه اعلام كرده بود « هوا خوب است و هيچ مانعي وجود ندارد»
با اين حال، هواپيماي « استار تايگر» ناپديد گرديد و معلوم نشد چه بلايي بر سر آن آمد.
در ساعت 45/7 دقيقه بامداد روز 17 ژانويه 1949 كاپيتان با هواپيماي خود از فرودگاهي در جزيره « برمودا» به هوا برخاست تا به «كينگستون» واقع در « جامائيكا» برود، ولي اين هوايما نيز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپيماي قبلي دچار گرديد.
كاپيتان 40 دقيقه پس از پرواز، طي يك تماس راديويي، وضع هوا را عالي توصيف كرد و با اطمينان گفت كه به موقع به « جامائيكا» خواهد رسيد.
ولي اين آخرين پيامي بود كه از خلبان هواپيما دريافت شد و پس از آن، فقط سكوتي اسرار آميز بر قرار گرديد.
براي يافتن اين هواپيما، قطعات شكسته آن، و يا حتي آثار روغن و بنزين بر سطح آب كه مي توانست سرنخي به دست دهد، جستجوي گسترده اي به عمل آمد، ليكن اين جستجو كاملا بي فايده بود.
پيش از ناپديد شدن اين دو هواپيما، حادثه شگفت انگيزي در مثلث برمودا رخ داده بود كه توجه همگان را به خود جلب كرد و در حقيقت وجه تسميه «مثلث برمودا» از آنجا ناشي شد.
وجه تسميه «مثلث برمودا»
در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افكن از نوع «اونجر» به منظور انجام يك پرواز تمريني كه پرواز شماره 19 ناميده مي شد، از پايگاه نظامي « فورت لودرديل» واقع در « فلوريدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها مي بايستي يك مسير مثلث شكل را طي كنند و دوباره به پايگاه بازگردند.
قبلا جندين بار جنين تمريني را انجام داده بودند، از اين رو اين ماموريت بر ايشان دشوار نبود. از سوي ديگر، خلبانان و خدمه اين پنج بمب افكن را افرادي با تجربه و ماهر تشكيل مي دادندم. و همه هواپيماها مجهز به بهترين دستاه بي سيم و تجهيزات هوانوردي بودند.
در ساعت 10/2 دقيقه آن روز، هر پنج بمب افكن به هوا برخاستند و با آرايشي زيبا و سرعتي در حدود 200 مايل در ساعت به سوي خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت 45/3 دقيقه، حادثه وحشتناكي رخ داد. ستوان «تايلو» فرمانده اين اسكادران طي تماس راديويي با برج مراقبت فرياد زد:
- برج مراقبت ... وضع اضطراري پيش آمده ... انگار ما از مسير خود منحرف شده ايم... ما قادر نيستيم زمين را ببينيم... تكرار مي كنم ... ما قادر نيستيم زمين را ببينيم.
مسئول برج مراقبت پرسيد:
- حالا در چه موقعيتي هستيد؟
- موقعيت خود را به درستي نمي دانيم ... اصلا نمي دانيم كجا هستيم . به نظر ميرسد راه را گم كرده ايم.
مسئول برج مراقبت از اين سخن بر خود لرزيد. چگونه ممكن بود پنج هواپيما، با سرنشينان پر تجربه خود، در شرايطي كه هوا كاملا مساعد بود راه خود را گم كنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشيد. به سوي غرب پرواز كنيد.
ستوان « تايلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمي دانيم غرب كجاست... همه دستگاه ها از كار افتاده ... همه چيز شگفت انگيز است. هيچ جهتي را نمي توانيم تشخيص دهيم.
حتي اقيانوس شكل ديگري به خود گرفته است...
چند لحظه بعد، دوباره صداي ستوان« تايلور» به گوش ريسيد كه ديوانه وار فرياد زد:
- ما وارد آب هاي سفيد مي شويم ... خطر همچون دشنه اي به سوي ما مي آيد... كمك ... كمك ...
و اين آخرين پيام ستوان « تايلور» بود و صداي او براي هميشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراري اعلام كردند و يك هواپيماي « مارتين مرينر» با 13 سرنشين و مجهز به كليه وسايل نجات از زمين برخاست تا به جستجوي پنج هواپيماي بمب افكن بپردازد، ولي شگفت اينكه اين هواپيما نيز به همان سرنوشت پنج بمب افكن دچار گرديد و براي هميشه ناپديد شد.
در ساعت 4/7 دقيقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نيروي دريايي در « اوپالوكا» پيام ضعيفي دريافت كرد كه مربوط به يكي از هواپيماهاي پرواز شماره 19 بود. عجيب آن بود كه به موجب پيش بيني، موجودي بنزين آخرين هواپيما مي بايستي تقريبا دو ساعت پيش تمام شده باشد، در حالي كه هنوز در آسمان بود.
سپيده دم روز بعد، 242 فروند هواپيما و 18 فروند كشتي به جستجوي هواپيماهاي گمشده پرداختند، ولي اثري از آنها نيافتند. انگار اين هواپيماها، قطره اي شده و به درون اقيانوس فرو رفته بودند.
هرگاه فرض كنيم كه اين پنج هواپيماي بمب افكن، در آسمان با يكديگر تصادم كرده اند، مي بايستي قطعات شكسته هواپيما و يا آثار و علائمي از اين تصادم پيدا مي شد و از سوي ديگر هنگامي كه ستوان«تايلور» وضع اضطراري اعلام كرد، برخي از خدمه هواپيما مي توانستند به وسيله چتر نجات، خود را از مهلكه رهايي بخشند، يا پس از سقوط در آب از وسايل ايمني نظير تشك هاي بادي و جليقه هاي نجات استفاده كنند، در حالي كه معلوم نيست چرا هيچ يك از اين اقدامات صورت نگرفت . هواپيماي « مارتين مرينر» كه به كمك اين پنج هواپيما شتافته بود، به گونه اي ساخته شده بود كه مي توانست روي آب بنشيند، در حالي كه اين هواپيما نيز بي آنكه با برج مراقبت تماس بگيرد، به طرز اسرارآميزي ناپديد شد.
واقعيت حادثه تا به امروز كشف نشده و اين ماجرا همچنان در شمار يكي از اسرار حل نشده عالم، باقي مانده است. پس از اين رويداد، تعداد زيادي هواپيما و كشتي همراه با سرنشينان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپديد شده اند كه تا كنون اثري از آنها به دست نيامده است و اين حوادث موجب شده كه دانشمندان نظريات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا;
پاره اي از اين دانشمندان بر اين اعتقادند كه از مثلث برمودا، دريچه اي به دنياي ديگر گشوده مي شود و اين كشتي ها و هواپيماها از آن دريچه به بعد ديگري كه براي ما ناشناخته است منتقل مي شوند.
و گروهي ديگر گناه اين حوادث را به گردن موجودات فضايي مي اندازند و مي گويند كه ساكنان كرات ديگر، كشتي ها و هواپيماها را با سرنشينانش براي تحقيق به كرات خود مي برند.
برخي ديگر نيز با توجه به فرضيه فرو رفتن قاره افسانه اي آتلانتيس به زير آب ، بر اين باورند كه در اعماق آب هاي مثلث برمودا، بلور عظيمي وجود دارد كه اشعه اي قوي تر از ليزر از آن ساطع مي شود و اين اشعه كشتي ها و هواپيماها را ذوب مي كند. در نقشه هاي قديم يقاره اي به نام « آتلانتيس» به چشم مي خورد كه امروزه اثري از اين خشكي وجود ندارد، و دانشمندان حدس مي زنند بر اثر وقوع فاجعه اي كه ماهيت آن هنوز بر بشر معلوم نيست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقيانوس فرورفته باشد.
موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا يك مثلث نيست، بلكه شباهت بيشتري به يك بيضي (و شايد هم دايرهاي بزرگ) دارد كه در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريكا واقع است. راس آن نزديك برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريكو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور كرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي كه شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يكديگر منطبق ميگردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نميشود.
وينسنت گاديس كه مثلث برمودا را نامگذاري كرده، آن را به صورت زير توصيف ميكند: « يك خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويكو ميگذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر ميگردد. »
مشاهدات و گزارشات
در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اكثر هواپيماها در حالي ناپديد شدهاند كه تماس راديويي خود را با ايستگاههاي مبدا و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ كردهاند و يا برخي ديگر در لحظات آخر پيامهاي غير عادي مخابره كردهاند كه حاكي از عدم كنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و يا چرخش عقربههاي قطب نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه آلودي ، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غير عادي در آبها كه تا لحظاتي قبل آرام بودهاند، بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
اين پيامها رفته رفته ضعيفتر و غيرقابل تشخيصتر شده و يا سريعا قطع شدهاند. دقيقا مثل اينكه چيزي ارتباط راديويي را قطع كرده باشد و يا چنانچه اظهار عقيده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخي موارد گزارشها حاكي از آن بود كه نوري ناشناخته و غير قابل تشريح روئيت شده است. همچنين توده سياه و تاريكي در سطح دريا كه پس از مدتي ناپديد شده ، در جريان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردي هم گزارش شده كه نقطه تاريك بزرگي در ميان ستارگان در آسمان ديده شده كه نوري متحرك از طرف زمين به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپديد شدهاند. در تمام مدت ديده شدن تاريكي ، دستگاهها و ساير ابزارهاي قايقهاي ناظر از كار افتاده بودند كه پس از رفع تاريكي آسمان ، دوباره شروع بكار كردهاند.
در يك مورد هم پيامي عجيب از يك كشتي باري ژاپني بدين مضمون دريافت گرديد. "خطري همانند يك خنجر هم اكنون ... به سرعت ميآيد ... ما نميتوانيم فرار كنيم ..." در هر حال بدون اينكه مشخص شود خنجر چه بود، كشتي ناپديد شد.
علل واقعه
علل فرضي طبيعي
توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است كه معمولترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا كنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجه زلزله در اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ، گويهاي آتشفشان كه موجب انفجار هواپيماها ميشود، گرفتار آمدن در جاذبه يك گرداب يا گردباد كه باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير كشتيها و مفقود شدن آنها در آب ميشود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الكترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و كشتيهاي متعدد در يك منطقه نيست.
علل فرضي غير طبيعي
دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يا بشقاب پرندههايي متعلق به كراتي ديگر كه براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به كره زمين آمدهاند، ميتواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد.
يكي از عجيبترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار كايس ، پيشگو و روانكاو و حكيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از كشف اشعه ليزر ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از كريستال به عنوان يك منبع انرژي و قدرت استفاده ميكردند. به نظر كاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يك مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده كه هنوز در برخي مواقع باعث از كار انداختن ابزار و وسايل الكتريكي كشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها ميگردد.
ام. ك. جساپ كه يك فضانورد ، منجم و متخصص كره ماه است، در كتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار ميدارد كه ناپديد شدن كشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط ميدهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد ميكنند كه داراي طرحي يونيزه شده است و ميتواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و كشتيها گردد. او روي اين سوال كار ميكرد كه چگونه نيروي مغناطيسي كنترل شده و ميتواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب كرده بود. جساپ هر دو اينها را كليدي ميدانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرندهها و ناپديد شدن كشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امكان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.
گذشته و آينده برمودا
به نظر ميرسد كه اين منطقه طي زمانهاي متمادي گذشته نيز در افسانهها به منزله مكاني ترسناك وجود داشته و حتي خيلي قبل از تاريخ كشف آن و بعد از آن تاريخ تا صدها سال با عناوين «دريايي از مقبرهها» ، «مثلث شيطان» ، «مثلث مرگ» ، «درياي بدبختي» ، «گورستان آتلانتيك» ناميده ميشده است.
شومي و بدشگوني مثلث برمودا حتي در عصر فضا نيز باعث تعجب انسانهايي چون كريستف كلمب و فضانوردان آپولو 13 كه يكي كاشف در زمين و ديگري در فضاست، شده است.
اينكه چرا وقايع عجيب اين منطقه گزارش نميشود، شايد به دليل ايجاد رعب و وحشت عمومي باشد، شايد هم چون دليل اصلي وقايع معلوم نيست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمييابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهايي وجود دارد كه اصل وقايع را سرپوشيده نگه ميدارد.
اين منطقه مرگبار كه اصطلاحا «مثلث برمودا» يا «مثلث شيطان» ناميده مي شود، از شمال به جزيره «برمودا» از باختر به « فلوريدا» و از سوي خاور به نقطه اي از اقيانوس اطلس محدود ميشود. حوادث شگفت انگيزي كه در اين نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و كاوش بپردازند و در رابطه با اين حوادث، نظريات گوناگون ارائه دهند، ولي اين كوشش ها، تا كنون كمكي به حل معما نكرده است.
در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانويه 1948 هواپيماي بزرگ چهار موتوره بريتانيا موسوم به « استار تايگر» هنگامي كه با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز مي كرد، ناگهان به طرز اسراراميزي ناپديد شد و ديگر هيچ خبري از آن به دست نيامد.
چند دقيقه قبل، تنها يك پيام راديويي از خلبان هواپيما دريافت شده بود كه اعلام كرده بود « هوا خوب است و هيچ مانعي وجود ندارد»
با اين حال، هواپيماي « استار تايگر» ناپديد گرديد و معلوم نشد چه بلايي بر سر آن آمد.
در ساعت 45/7 دقيقه بامداد روز 17 ژانويه 1949 كاپيتان با هواپيماي خود از فرودگاهي در جزيره « برمودا» به هوا برخاست تا به «كينگستون» واقع در « جامائيكا» برود، ولي اين هوايما نيز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپيماي قبلي دچار گرديد.
كاپيتان 40 دقيقه پس از پرواز، طي يك تماس راديويي، وضع هوا را عالي توصيف كرد و با اطمينان گفت كه به موقع به « جامائيكا» خواهد رسيد.
ولي اين آخرين پيامي بود كه از خلبان هواپيما دريافت شد و پس از آن، فقط سكوتي اسرار آميز بر قرار گرديد.
براي يافتن اين هواپيما، قطعات شكسته آن، و يا حتي آثار روغن و بنزين بر سطح آب كه مي توانست سرنخي به دست دهد، جستجوي گسترده اي به عمل آمد، ليكن اين جستجو كاملا بي فايده بود.
پيش از ناپديد شدن اين دو هواپيما، حادثه شگفت انگيزي در مثلث برمودا رخ داده بود كه توجه همگان را به خود جلب كرد و در حقيقت وجه تسميه «مثلث برمودا» از آنجا ناشي شد.
وجه تسميه «مثلث برمودا»
در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افكن از نوع «اونجر» به منظور انجام يك پرواز تمريني كه پرواز شماره 19 ناميده مي شد، از پايگاه نظامي « فورت لودرديل» واقع در « فلوريدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها مي بايستي يك مسير مثلث شكل را طي كنند و دوباره به پايگاه بازگردند.
قبلا جندين بار جنين تمريني را انجام داده بودند، از اين رو اين ماموريت بر ايشان دشوار نبود. از سوي ديگر، خلبانان و خدمه اين پنج بمب افكن را افرادي با تجربه و ماهر تشكيل مي دادندم. و همه هواپيماها مجهز به بهترين دستاه بي سيم و تجهيزات هوانوردي بودند.
در ساعت 10/2 دقيقه آن روز، هر پنج بمب افكن به هوا برخاستند و با آرايشي زيبا و سرعتي در حدود 200 مايل در ساعت به سوي خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت 45/3 دقيقه، حادثه وحشتناكي رخ داد. ستوان «تايلو» فرمانده اين اسكادران طي تماس راديويي با برج مراقبت فرياد زد:
- برج مراقبت ... وضع اضطراري پيش آمده ... انگار ما از مسير خود منحرف شده ايم... ما قادر نيستيم زمين را ببينيم... تكرار مي كنم ... ما قادر نيستيم زمين را ببينيم.
مسئول برج مراقبت پرسيد:
- حالا در چه موقعيتي هستيد؟
- موقعيت خود را به درستي نمي دانيم ... اصلا نمي دانيم كجا هستيم . به نظر ميرسد راه را گم كرده ايم.
مسئول برج مراقبت از اين سخن بر خود لرزيد. چگونه ممكن بود پنج هواپيما، با سرنشينان پر تجربه خود، در شرايطي كه هوا كاملا مساعد بود راه خود را گم كنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشيد. به سوي غرب پرواز كنيد.
ستوان « تايلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمي دانيم غرب كجاست... همه دستگاه ها از كار افتاده ... همه چيز شگفت انگيز است. هيچ جهتي را نمي توانيم تشخيص دهيم.
حتي اقيانوس شكل ديگري به خود گرفته است...
چند لحظه بعد، دوباره صداي ستوان« تايلور» به گوش ريسيد كه ديوانه وار فرياد زد:
- ما وارد آب هاي سفيد مي شويم ... خطر همچون دشنه اي به سوي ما مي آيد... كمك ... كمك ...
و اين آخرين پيام ستوان « تايلور» بود و صداي او براي هميشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراري اعلام كردند و يك هواپيماي « مارتين مرينر» با 13 سرنشين و مجهز به كليه وسايل نجات از زمين برخاست تا به جستجوي پنج هواپيماي بمب افكن بپردازد، ولي شگفت اينكه اين هواپيما نيز به همان سرنوشت پنج بمب افكن دچار گرديد و براي هميشه ناپديد شد.
در ساعت 4/7 دقيقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نيروي دريايي در « اوپالوكا» پيام ضعيفي دريافت كرد كه مربوط به يكي از هواپيماهاي پرواز شماره 19 بود. عجيب آن بود كه به موجب پيش بيني، موجودي بنزين آخرين هواپيما مي بايستي تقريبا دو ساعت پيش تمام شده باشد، در حالي كه هنوز در آسمان بود.
سپيده دم روز بعد، 242 فروند هواپيما و 18 فروند كشتي به جستجوي هواپيماهاي گمشده پرداختند، ولي اثري از آنها نيافتند. انگار اين هواپيماها، قطره اي شده و به درون اقيانوس فرو رفته بودند.
هرگاه فرض كنيم كه اين پنج هواپيماي بمب افكن، در آسمان با يكديگر تصادم كرده اند، مي بايستي قطعات شكسته هواپيما و يا آثار و علائمي از اين تصادم پيدا مي شد و از سوي ديگر هنگامي كه ستوان«تايلور» وضع اضطراري اعلام كرد، برخي از خدمه هواپيما مي توانستند به وسيله چتر نجات، خود را از مهلكه رهايي بخشند، يا پس از سقوط در آب از وسايل ايمني نظير تشك هاي بادي و جليقه هاي نجات استفاده كنند، در حالي كه معلوم نيست چرا هيچ يك از اين اقدامات صورت نگرفت . هواپيماي « مارتين مرينر» كه به كمك اين پنج هواپيما شتافته بود، به گونه اي ساخته شده بود كه مي توانست روي آب بنشيند، در حالي كه اين هواپيما نيز بي آنكه با برج مراقبت تماس بگيرد، به طرز اسرارآميزي ناپديد شد.
واقعيت حادثه تا به امروز كشف نشده و اين ماجرا همچنان در شمار يكي از اسرار حل نشده عالم، باقي مانده است. پس از اين رويداد، تعداد زيادي هواپيما و كشتي همراه با سرنشينان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپديد شده اند كه تا كنون اثري از آنها به دست نيامده است و اين حوادث موجب شده كه دانشمندان نظريات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا;
پاره اي از اين دانشمندان بر اين اعتقادند كه از مثلث برمودا، دريچه اي به دنياي ديگر گشوده مي شود و اين كشتي ها و هواپيماها از آن دريچه به بعد ديگري كه براي ما ناشناخته است منتقل مي شوند.
و گروهي ديگر گناه اين حوادث را به گردن موجودات فضايي مي اندازند و مي گويند كه ساكنان كرات ديگر، كشتي ها و هواپيماها را با سرنشينانش براي تحقيق به كرات خود مي برند.
برخي ديگر نيز با توجه به فرضيه فرو رفتن قاره افسانه اي آتلانتيس به زير آب ، بر اين باورند كه در اعماق آب هاي مثلث برمودا، بلور عظيمي وجود دارد كه اشعه اي قوي تر از ليزر از آن ساطع مي شود و اين اشعه كشتي ها و هواپيماها را ذوب مي كند. در نقشه هاي قديم يقاره اي به نام « آتلانتيس» به چشم مي خورد كه امروزه اثري از اين خشكي وجود ندارد، و دانشمندان حدس مي زنند بر اثر وقوع فاجعه اي كه ماهيت آن هنوز بر بشر معلوم نيست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقيانوس فرورفته باشد.
موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا يك مثلث نيست، بلكه شباهت بيشتري به يك بيضي (و شايد هم دايرهاي بزرگ) دارد كه در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريكا واقع است. راس آن نزديك برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريكو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور كرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي كه شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يكديگر منطبق ميگردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نميشود.
وينسنت گاديس كه مثلث برمودا را نامگذاري كرده، آن را به صورت زير توصيف ميكند: « يك خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويكو ميگذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر ميگردد. »
مشاهدات و گزارشات
در بيشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اكثر هواپيماها در حالي ناپديد شدهاند كه تماس راديويي خود را با ايستگاههاي مبدا و مقصدشان تا آخرين لحظه حفظ كردهاند و يا برخي ديگر در لحظات آخر پيامهاي غير عادي مخابره كردهاند كه حاكي از عدم كنترل آنان بر روي دستگاه و ابزارها بوده است و يا چرخش عقربههاي قطب نما به دور خود و تغيير رنگ آسمان اطراف به زردي و مه آلودي ، آن هم در روز صاف و آفتابي و يا تغييراتي غير عادي در آبها كه تا لحظاتي قبل آرام بودهاند، بدون بيان هيچ دليل روشني از چگونگي اين وقايع.
اين پيامها رفته رفته ضعيفتر و غيرقابل تشخيصتر شده و يا سريعا قطع شدهاند. دقيقا مثل اينكه چيزي ارتباط راديويي را قطع كرده باشد و يا چنانچه اظهار عقيده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخي موارد گزارشها حاكي از آن بود كه نوري ناشناخته و غير قابل تشريح روئيت شده است. همچنين توده سياه و تاريكي در سطح دريا كه پس از مدتي ناپديد شده ، در جريان اتفاقات مزبور گزارش شده است.
در مواردي هم گزارش شده كه نقطه تاريك بزرگي در ميان ستارگان در آسمان ديده شده كه نوري متحرك از طرف زمين به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپديد شدهاند. در تمام مدت ديده شدن تاريكي ، دستگاهها و ساير ابزارهاي قايقهاي ناظر از كار افتاده بودند كه پس از رفع تاريكي آسمان ، دوباره شروع بكار كردهاند.
در يك مورد هم پيامي عجيب از يك كشتي باري ژاپني بدين مضمون دريافت گرديد. "خطري همانند يك خنجر هم اكنون ... به سرعت ميآيد ... ما نميتوانيم فرار كنيم ..." در هر حال بدون اينكه مشخص شود خنجر چه بود، كشتي ناپديد شد.
علل واقعه
علل فرضي طبيعي
توضيحات و علل فرضي مختلفي درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است كه معمولترين فرضيات بر اساس مرگ غير طبيعي (زيرا هيچ جسدي تا كنون بدست نيامده است.) بنا شده است. اين توضيحات عبارتند از:
جزر و مد ناگهاني دريا در نتيجه زلزله در اعماق دريا ، وزش بادهاي مخرب و اختلالات جوي ، گويهاي آتشفشان كه موجب انفجار هواپيماها ميشود، گرفتار آمدن در جاذبه يك گرداب يا گردباد كه باعث سقوط و انهدام هواپيماها يا انحراف مسير كشتيها و مفقود شدن آنها در آب ميشود، تحت تاثير نيرويي مغناطيسي قرار گرفتن و اختلالات امواج الكترومغناطيسي، ولي اين دلايل توجيه قابل قبولي براي ناپديد شدن هواپيماها و كشتيهاي متعدد در يك منطقه نيست.
علل فرضي غير طبيعي
دستگيري و ربوده شدن به وسيله زيردريايي يا بشقاب پرندههايي متعلق به كراتي ديگر كه براي تحقيق درباره حيات و زندگي باستان و حال ما انسانها به كره زمين آمدهاند، ميتواند علتي غير طبيعي براي توجيه وقايع باشد.
يكي از عجيبترين پيشنهادات در اين مورد بوسيله ادگار كايس ، پيشگو و روانكاو و حكيم در دهه پنجم قرن بيست ، ارائه شده است. به عقيده وي قرنها قبل از كشف اشعه ليزر ، بوميان سواحل اقيانوس اطلس از كريستال به عنوان يك منبع انرژي و قدرت استفاده ميكردند. به نظر كاين نوعي نيروي شيطاني القا شده از سوي آنها ، در عمق يك مايلي در قسمت غرب اندروس غرق شده كه هنوز در برخي مواقع باعث از كار انداختن ابزار و وسايل الكتريكي كشتيها ، هواپيماها و در نهايت نابودي آنها ميگردد.
ام. ك. جساپ كه يك فضانورد ، منجم و متخصص كره ماه است، در كتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار ميدارد كه ناپديد شدن كشتيهاي مشهور در مثلث برمودا ، به وسيله اجسام پرنده صورت گرفته است. وي مفقود شدن خدمه آنها را نيز به اجسام مزبور ربط ميدهد. به عقيده جساپ يوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطيسي موقتي ايجاد ميكنند كه داراي طرحي يونيزه شده است و ميتواند باعث متلاشي شدن يا ناپديد شدن هواپيماها و كشتيها گردد. او روي اين سوال كار ميكرد كه چگونه نيروي مغناطيسي كنترل شده و ميتواند باعث نامرئي شدن گردد. نظريه ميدان واحد انيشتين او را مجذوب كرده بود. جساپ هر دو اينها را كليدي ميدانست براي ظهور و محو شدن ناگهاني بشقاب پرندهها و ناپديد شدن كشتيها و هواپيماها. ولي مرگ امكان ادامه فعاليت و نتيجه گيري را از جساپ گرفت و تحقيقاتش نيمه تمام ماند.
گذشته و آينده برمودا
به نظر ميرسد كه اين منطقه طي زمانهاي متمادي گذشته نيز در افسانهها به منزله مكاني ترسناك وجود داشته و حتي خيلي قبل از تاريخ كشف آن و بعد از آن تاريخ تا صدها سال با عناوين «دريايي از مقبرهها» ، «مثلث شيطان» ، «مثلث مرگ» ، «درياي بدبختي» ، «گورستان آتلانتيك» ناميده ميشده است.
شومي و بدشگوني مثلث برمودا حتي در عصر فضا نيز باعث تعجب انسانهايي چون كريستف كلمب و فضانوردان آپولو 13 كه يكي كاشف در زمين و ديگري در فضاست، شده است.
اينكه چرا وقايع عجيب اين منطقه گزارش نميشود، شايد به دليل ايجاد رعب و وحشت عمومي باشد، شايد هم چون دليل اصلي وقايع معلوم نيست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمييابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهايي وجود دارد كه اصل وقايع را سرپوشيده نگه ميدارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)